پیغام مدیر : هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها ووب سایت های خوب با مطالب جذاب و خواندنی از سراسر دنیا در موضوعات مختلف علمی ، دینی, تاریخی, سرگرمی، نرم افزار و خیلی چیزهای دیگر. اگر در مورد مطلبی اطلاعات می خواهید یا اینکه دنبال چیزی می گردید در قسمت نظرات آنرا در خواست کنید. مطالب عنوان شده صرفا نظرات شخصی من بوده و یا مطالبی بوده که من با آنها موافق بوده ام و دلیلی بر صحت تمامی مطالب نمی باشد. امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. hlgole@yahoo.com (lorestani)
<%FriendUsername%>
پشتیبانی Blogtak.com اضافه کردن اينوبلاگ به منو Favorites منوي اصلي نويسندگان 1000gol sajadlorestani lorestani110 موضوعات دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی لینک ها هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com ارسال برای دیگران عکس نوجوانی رسول خدا(ص)از کجا آمده است؟ عکس نوجوانی رسول خدا(ص)از کجا آمده است؟ سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار مییابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح میکنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ میگویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد. مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلالهای خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد. عجالتا این مقاله را ترجمه و در اختیار خوانندگان عزیز قرار میدهیم. عنوان اصلی مقاله چنین است: The Story of Picture Shiite Depictions of Muhammad Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont در مجله ISIM Review 17 Spring 2006 pp. 18-19 شیعیان ایران سابقه دیرینهای در به تصویر کشیدن اعضای خاندان حضرت محمد(ص) و خود ایشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهای پرفروشی منقش به تصویر حضرت محمد(ص) در ایران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جوانی خوشچهره تصویر گردیده است. این پوسترها امروزه با استفاده از فناوریهای روز و ابزارها و تکنیکهای مختلف تولید میگردند. با وجود این، ساختار تصاویر هنوز سنتی هستند، پس زمینه آنها رنگ سادهای دارد و رنگها به سادگی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. به علاوه، این تصاویر همواره خصوصیات و صفاتی دارند که تمایز آنها را از دیگر عکسها آسان میسازد، به عنوان مثال شمشیر دو لبه حضرت علی(ع). اما تصویری که در اینجا بدان خواهیم پرداخت، اساسا با تصاویر قبلی متفاوت است: این تصویر نوجوانی خوشقیافه با چشمانی لطیف و چهرهای دلنشین را نشان میدهد که تا حد زیادی یادآور نقاشیهای اواخر رنسانس است، به خصوص تصاویر نوجوانانی که توسط Caravagio کشیده شده، همچون پسری با سبد میوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالری Borghese) و یا پدر جان تمهید دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمی مخملشکل گونهها، همان دهان نیمه باز و همان نگاه نوازشگر. هرچند نسخ متفاوتی از این تصویر وجود دارد، اما همه آنها صورتی جوان را نشان میدهند که اغلب در زیر آنها نوشته شده محمد رسول الله و یا حتی اطلاعات دقیقتری درباره دورهای از زندگی محمد(ص) که این عکس بدان متعلق است و حتی منبع عکس داده شده است. یک اکتشاف جالب در سال 2004، در حین بازدید از یک نمایشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ریشه این پوستر ایرانی شدیم و آن عکسی بود که Lehnert بین سالهای 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوایل دهه بیست به صورت کارت پستال چاپ و توزیع شده بود. Radolf Franz Lehnret ـ 1878 – 1948 ـ که اهل جمهوری چک امروزی بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ـ 1878 – 1966 ـ آلمانی به تونس آمد، اولی به عنوان عکاس و دومی به عنوان ناشر و مدیر. از آنجایی که Lehnret در سال پیش از آن اقامتی کوتاه در تونس داشت، علاقه زیادی به مناظر طبیعی و ساکنان آنجا پیدا کرده بود. شرکت این دو (L&L) به صورت تخصصی به چاپ تصاویر از مناظر زیبا در تونس و مصر میپرداخت و هزاران عکس و کارتپستال از این مناطق چاپ نمود. به گزارش کتابخانه تاریخ اسلام و ایران، Lehnert که در موسسه هنرهای گرافیکی وین تحصیل کرده بود، روابطی با اعضای جنش pictorialist که عکاسی را به عنوان اثر هنری میدانستند، داشت. عکسهای Lehnert نه تنها بیابان، تپههای شن روان، بازارها و مناطق محلی تونس را نشان میداد، بلکه شامل تصاویری از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سنی بین کودکی و نوجوانی و چهرهای بین زن و مرد داشتند. این تصاویر معمولا مطابق سلیقه مشتریان اروپایی تهیه شده بود که تصویری وسوسه انگیز و وهمآمیز از شرق داشتند. Lehnret بدون شک در تهیه عکسها از این مساله استفاده نموده، ولی نبوغ قابل توجهی نیز به خرج داده است. عکسهای او به صورت چاپ نقره ای، گراورسازی شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر این کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است. چاپها و متنهای منطبق هیچ شکی نیست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاری L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که این خود به تنهایی میتواند نشان دهد که چرا تصویرگران ایرانی آنرا به عنوان مدلی از حضرت محمد(ص) انتخاب نمودهاند. بدون شک، همه نسخ موجود از این عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداری کردهاند با این تفاوت که نسخ اولیه به عکس اصلی شبیه ترند. بدین ترتیب، Lehnret ناخواسته در قلب یک اسطوره قرار گرفته است. سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. کشف مسیری که باعث گردیده تصاویر چاپ شده در دهه بیست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، برای ما ممکن نبوده است. اما این سوال وجود دارد که چه چیزی باعث شده که ناشران ایرانی شباهتی بین پیامبر اسلامی در سنین نوجوانی و تصویر یک جوان تونسی بیابند؟ قبل از جنگ جهانی اول، تصویر محمد در مجله National Geographic در ژانویه سال 1914 و تحت مقالهای با عنوان اینجا و آنجا در شمال آفریقا چاپ شد که زیر آن نوشته شده بود عربی با یک گل. در دهه بیست، کارت پستالهای تونسی L&L بین سربازان فرانسوی در شمال آفریقا بسیار محبوب بود. در دهههای هشتاد و نود، کتب متعددی شامل عکس این نوجوان چاپ شد، ولی اغلب آنها عنوانی غیر از محمد به عکس دادهاند. در نسخ ایرانی فعلی، اصلاحاتی روی تصویر انجام شده و از فریبندگی چهره نوجوان چیزهایی نگه داشته شده است ولی از زیبایی جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکی با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکی اصلاح شده است. به طور کلی میتوان گفت که هنرمندان ایرانی سعی کردهاند جنبههای زیبا پسندانه تصویر Lehnert را کاهش دهند و تصویر را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زیبایی مقدسی ببخشند. عنوان یکی از پوسترها (تصویر 2) این است: تصویر روحانی حضرت محمد، در سن 18 سالگی در همراهی عمویش در یک سفر تجاری از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که این تصویر توسط یک کشیش مسیحی کشیده شده و تصویر اصلی آن در موزه رم قرار دارد. ریشه مسیحی؟ همانطور که پیش از این نیز گفته شد، برخی از نوشتهها برای این اثر ریشهای مسیحی قائلند، و نه یک ریشه اسلامی که این مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پیامبر و یا تصویرگری چهره وی، مبری میسازد. به علاوه، این موید این مطلب است که مسیحیان حضرت محمد [ص] را در همان سنین کودکی به عنوان شخصیتی الهی پذیرفته اند. این داستان از یک کشیش مسیحی کاتولیک یا ارتدکس به نام بحیرا صحبت میکند که بر اساس داستان، در قرن نهم یا دهم میلادی، در حین گشت و گذار حضرت در سوریه وی را براساس نشانه پیامبری بین شانههایش بازشناخته است. پیامبر آینده باید میگفته است: «هنگامی که من به آسمان و ستارهها مینگرم خود را بالاتر از ستارهها مییابم». به همین دلیل است که در بعضی عکسها ستارههایی در پس زمینه عکس دیده میشود. هرچند که هیچ توصیفی درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجوانی وجود ندارد، ولی توصیفاتی از چهره وی در بزرگسالی گفته شده است: گفته شده که وی پوستی سفید داشته، چشمانی سیاه، گونههایی صاف، ابروان پرپشت و کمانگونه. دنداندهای مرتب و مویشان کمی موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده میشود. در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کردهاند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران عمریست که در حسرت دیدار جمالت من همچو گدا بر سر این راه نشستم عمریست که در حسرت دیدار جمالت من همچو گدا بر سر این راه نشستم از بهر رسیدن به تو ای یوسف زهرا از هستی و از جاه و جنان دل بگسستم شب تا به سحر بهر ظهورت گل هستی بر در گه حق، قافله اشک ببستم با این همه آلودگی و جرم گناهم از بهر شفاعت سوی حق،دل به تو بستم عمریست که از بهر عنایت ز تو مولا هر جمعه که آید من در این خانه نشستم نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:58مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران عيسي مسيح(ع) فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج) عيسي مسيح(ع)فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج) سربازان حضرت مهدی(عج) از ملیت های گوناگونی تشکیل شده اند و حضرت مسيح (ع) فرماندهي آنها را به عهده دارد.به گزارش خبرگزاري شبستان: پيامبر(ص)و ائمه اطهار(ع) روايات فراواني درباره خصوصيات جنگ ها و لشگركشي هاي آخرالزمان نقل فرموده اند و در آن نام بسياري از بزرگان و نيكان روزگار كه در ركاب حضرت ولي عصر(عج) شمشير مي زنند برده شده است.به هنگام قیام، با شیوه خاصی فراخوانی می شوند. افرادی که از پیش برای فرماندهی تعیین شده اند، هدایت لشکریان و عملیات جنگی را به عهده می گیرند. سپاهیانی که با شرایط خاصی در ارتش مهدی(عج) پذیرفته می شوند، دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند. تعدادی در كادر اولیه وجود دارند و گروهی به ارتش حضرت می پیوندند و از گروهی به عنوان گارد حفاظت نام برده شده است.در روایات نام افرادی را می بینیم که یا عملیات نظامی خاصی و یا فرماندهی تعدادی از لشکریان به آنان سپرده شده است. امیر مومنان(ع) در خطبه ای می فرماید: آن گاه مهدی(عج) حضرت عیسی را به جانشینی خود، در عملیات تهاجمی علیه دجال برمی گزیند. عیسی(ع) برای یافتن و سرکوبی دجال حرکت می کند. دجال که همه جهان را در سلطه خود دارد و کشاورزان و نسل بشری را نابود کرده است، مردم را به خویش می خواند و هر کس که او را بپذیرد، مورد لطف قرار می گیرد و اگر خودداری ورزد، او را می کشد. سراسر جهان، جز مکه، مدینه و بیت المقدس را در هم نوردیده است و همه فرزندان نامشروع از شرق و غرب جهان پیرامونش گرد آمده اند.دجال به سوی حجاز حرکت می کند و عیسی(ع) در گردنه "هرشا" به او می رسد و فریادی هولناک بر او می کشد و ضربه ای سخت بر او فرود می آورد و او را در شعله های آتش ذوب می کند؛ آن سان که سرب در آتش ذوب می شود.فرود آوردن ضربه ای که ذوب شدن دجال را در پی دارد، شاید در اثر به کار گیری مدرن ترین سلاح های آن روز باشد و ممکن است حکایت از اعجاز حضرت مسیح کند.در ویژگی حضرت عیسی(ع) آمده است: او چنان ابهتی دارد که چون دشمن او را می بیند، به یاد مرگ می افتد، چنان که گویی عیسی قصد جانش را کرده است.----------------------------پی نوشت1-الشیعة و الرجعة، ج1،ص167.2-ابن حمّاد، فتن،ص161.3-نشانه هايي از دولت موعود، نجم الدين طبسي نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:00مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران از عید قربان تا عید غدیر حسن بن راشد از امام صادق علیه السلام پرسید:« آیا مسلمانان غیر از عید فطر و قربان عید دیگری هم دارند؟» فرمود:« آری، عیدی که بزرگتر و با فضیلتتر از آن دو عید است: روزی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای هدایت مردم منصوب گردید. همهی پیامبران به مردم دستور میدادند که روز معرفی وصی خود را عید بگیرند.» حسن پرسید:« شایسته است در آن روز چه کاری انجام بدهیم؟» فرمود:« آن روز را روزه بگیر و بر محمد و آل محمد درود فراوان بفرست و از کسانی که به آنها ستم کردهاند بیزاری بجو. » حسن پرسید:« پاداش روزهدار در روز عید غدیر چیست؟» فرمود:« پاداش کسی که شصت ماه را روزه گرفته باشد.» نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 08:42مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران امام باقر (ع) فرمودند: امام باقر (ع) فرمودند:الحَجُّ تَسكينُ القلُوبِ حجّ آرام بخش دلها استالأمالى ، طوسى ، ص 296 نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:33مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران راهنمایی آسمانی راهنمایی آسمانی حضرت امام باقر (علیه السلام) به مردی به نام ابوحمزه فرمودند :«ای اباحمزه، کسی از شما که قصد سفری چند فرسخی دارد، دنبال دلیل و راهنما میگردد (تا به خطرات دچار نگردد)، و تو به راههای آسمان ناآگاهتر از راههای زمین هستی! حال، برای خود دلیل و راهنمایی بدست آور (تا در پیمودن راه بسوی خدا و آسمان ، گمراه نگردی)»(1)(اصول کافی، جلد 1، باب شناخت امام و مراجعه به او)در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) زمینه برای نشر علوم دینی تا اندازهای فراهم شد؛ زیرا در اثر فشار بنیامیه، احادیث فقه اهل بیت (علیهم السلام) از دست رفته بود و با اینکه برای احکام هزارها حدیث لازم است، حتی از اخباری که از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوسیله صحابه نقل شده، بیش از 500 حدیث باقی نمانده بود.خلاصه اینکه در آن ایام و در نتیجه واقعه جانگداز کربلا و در اثر مساعی سی و پنج ساله امام سجاد، گروه انبوهی از شیعه به وجود آمده ولی از فقه اسلامی تهیدست بودند و چون سلطنت بنیامیه در اثر اختلافات داخلی و تنپروری و بیکفایتی رجال دولت رو به ضعف نهاده و روز به روز آثار سستی در پیکر آن ظاهر میشد، امام پنجم از فرصت استفاده فرموده به نشر علوم اهل بیت (علیهم السلام) و فقه اسلامی پرداخت و دانشمندان زیادی از مکتب خویش تحویل جامعه داد. بر گرفته از کتاب آموزش دین، تالیف مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره) 7 ذیحجه، سالروز شهادت امام محمد بن علی الباقر (علیه السلام)را تسلیت عرض می نمایم نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:33مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران شهادت حضرت جواد(ع) سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود كسى به وادى غم، ياور امام جواد شهادت حضرت جواد(ع)اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشامجانها را بهرهمند ساخت . آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده و مسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده ، تا ابد زينتبخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است . معتصم عباسى از حضرت جواد دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد . معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد ، مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مىنهد . اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياهروى دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد . امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود . چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيهكار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانى سودى نداشت . حضرت جواد (ع) فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات بيابى . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع) قولهاى ديگرى هم نقل شده است . مدیحه ارضی باقری حدادیان خلج سازور سازور طاهری طاهری طاهری واعظی واعظی مرثیه ارضی حدادیان عربی نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 07:42مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران پرسش از اسلام سوال:بهاییت چگونه و از کجا آمده؟ نظریات آنها چیست؟ و علل مخالفت شیعه با آن ها چیست؟ پاسخ:بهاييت فرقهاى است كه ميرزا حسين على نورى مؤسس آن بوده است، او فرزند ميرزا عباس نورى است و در سال 1233 هـ.ق در تهران متولد گشت، او بعد از تحصيلات مقدماتى همچون پدرش كه در دستگاه "امام وردى ميرزا" از قاجاريه، سمت منشى گرى داشت، به خدمت ديوان درآمد و چون شوهر خواهرش هم منشى قنسول روس بود، با ساز و كارهاى ايجاد ارتباط با سفارت خانهها هم آشنايى پيدا كرد.[1]با ظهور و غوغاى "على محمد باب"، او و برادر ناتنىاش (يحيى صبح ازل) و تنى چند از خاندانش به باب پيوستند و آن گاه كه باب به دستور ميرزا تقى خان امير كبير در تبريز اعدام شد، يحيى صبح ازل كه 13 سال از برادرش كوچك تر بود به جانشينى باب برگزيده شد. البته ميرزا حسين على هم طبق مصالحى تسليم وى گرديد، اما پس از مدتى از اطاعتش سرپيچى نمود[2]. نخست ادعاى "مهدويت" كرد و مدعى شد كه او همان كسى است كه باب وعدهى ظهورش را داده است.[3] و با گذشت زمان بر ادعاهايش مىافزود، از ادعاى "رجعت حسينى" و "رجعت مسيحى" گرفته تا ادعاى "رسالت و شارعيت" و در نهايت، ادعاى "حلول خدا در او" با تجسد و تجسم خداوند، و دعواى "انا الهيكل الاعلى"، كه در ادامه به برخى از آنها اشاره خواهد شد.بعد از گذشت چند سالی بين دو برادر رقابت بر سر رهبرى بر "بابىها" به اوج خود رسيد و از اين روى دولت عثمانى آنها را به دادگاه كشانيد دادگاه هم دستور داد كه هر يك از برادران با گروه پيرو خود به نقطهاى كه دور از هم باشد، فرستاده شوند و "يحيى صبح ازل" به همراه يارانش به "قبرس" و حسين على و پيروانش در "عكا" كه در سرزمين فلسطين اشغالی است، اسكان داده شدند.ميرزا حسين على در عكا به زندگى خود ادامه داد و در سال 1310 هـ.ق در اثر مريضى از دنيا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد، بعدها پسرش "عباس افندى" كه "عبدالبهاء" لقب گرفت، براى ترويج بهاييت كوششهاى فراوانى نمود و در سال 1911 م، به اروپا مسافرت نمود و توانست روابط ويژهاى با انگلستان و آمريكا برقرار نمايد.بعد از سقوط عثمانى در جنگ جهانى اوّل، عبدالبهاء كه در حيفا زندگى مىكرد، مورد حمايت انگلستان قرار گرفت و به خاطر خدمات شايانش، بالاترين نشان خدمت گذارى به انگلستان را، بعد از جنگ دريافت كرد.[4] او خود در نوشتههايش سايهى امپراطور اعظم انگلستان جرج پنجم را بر سر اقليم عربى فلسطين مستدام مىطلبد.[5]در سال 1921 م، شوقى افندى، نوهى دخترى[6] ميرزا حسين على پس از مرگ عبدالبهاء، زعامت و رهبرى بهاييان را بر عهده گرفت. او بعد از تشكيل دولت اسراييل با رييس آن، ديدار كرد و مراتب دوستى بهاييان را نسبت به كشور اسراييل و آمال و ادعيهى آنان را براى ترقى و سعادت اسراييل اظهار داشت[7]. و در پيام نوروزى خود به بهاييان در سال 1329 هـ.ق ، تحقق دولت اسراييل را مصداق وعدهى الاهى دانست.بعد از مرگ شوقى افندى در سال 1957 م، در ظاهر يك گروه 9 نفرى، موسوم به بيت العدل، كه مركز آن در حيفاى فلسطین اشغالی است، مسئوليت ادارهى بهاييان را بر عهده گرفته است.[8]رويكرد سياسى بهاييت: از مطالب گذشته اجمالاً با رويكرد سياسى عباس افندى و شوقى افندى، آشنا شديم و آنچه در اين جا لازم است بدان اشاره كنيم؛ اين است كه چنين رويكردى اختصاص به اين دو شخص نداشته، بلكه ريشه در موضعگيرى مؤسس اين فرقه دارد،خاستگاه اعتقادى بهاييت: چنان كه روشن گرديد بهاييت زاييدهى بابيت بود، اما اين كه بابيت از چه فرقهاى نشأت گرفته است، بايد گفت: بابيه زاييدهى "كشفيه" و كشفيه زاييدهى شيخيه بوده است. مؤسس شيخيه، شيخ "احمد احسائى"، بوده و به جهت اعتقاداتش، مورد تكفير علما قرار گرفت.[9] او به حجاز رفت و با آن كه حجاز در آن موقع تحت سيطرهى حكومت عثمانى قرار داشت، مورد حمايت و احترام حكّام آن جا قرار گرفت.او به سال 1241 هـ.ق در سن حدود هشتاد سالگى از دنيا رفت و بعد از او سيد كاظم رشتى به ترويج افكارش پرداخت، و فرقهى "كشفيه" را تأسيس نمود.سيد كاظم رشتى در سال 1212 هـ.ق متولد شد و در سال 1259 هـ.ق از دنيا رفت و به مدت 20 سال در ميان پيروان خود، به عنوان ركن رابع محسوب مىگشت، و معتقد بود كه حضرت مهدى (عج) در بين ماست و مبلغين خود را به اطراف مىفرستد كه مردم را آماده كنند و... .و بر اساس همين اعتقاد بود كه يكى از شاگردان بارزش به نام "على محمد باب" مدعى شد، من "باب امام زمان" هستم. البته بعدها به اين مقدار اكتفا نكرد و ادعا نمود كه او همان "مهدى موعود" است.[10]او بهشت و دوزخ صراط و ميزان و ساعت را تأويل مىنمايد و در تبيين اصل رجعت و مقام امامت و ظهور و تجسد خداوند در اولياى خود، سخنانى دارد كه تركيبى از تعبيرات غلاة و قرامطه و شيخيه است.[11] او بعضى از مناسك، مانند نماز و روزه، و قبله را تغيير داد. از احكام اوست كه:1. اگر كسى از بابىها، زنش حامله نشد، حلال است كه براى حامله شدن زن خود، از يكى از برادران بابى كمك و يارى بگيرد، و نه از غير بابى،[12]2. استمناء مباح مىباشد.[13] و... .نا گفته پیدا است که چنین مذهبی علاوه بر به دوش کشیدن ننگ وابستگی به استعمار و بیگانگان، هیچ اشتراکی با مسلمانان و شیعیان ندارد و علت مخالفت شیعه با آنان همین انحرافات فکری و اعتقادی است.--------------------------------------------------------------------------------[1] ر.ك: يحيى نورى، خاتميت پيامبر اسلام، ص 62 - 63.[2] ر.ك: دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 734، مقاله ی آقاى محمود صدرى.[3] از جمله تعليمات باب كه مورد سوء استفاده ميرزا حسين على قرار گرفت، بشارت به ظهور موعودى بود با عنوان "من يظهره اللَّه" يعنى كسى كه خدايش او را آشكار خواهد نمود. دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 743).[4] شوقى افندى، قرن بديع، ج 3، ص 299.[5] مكاتيب، ج 3، ص 347، به نقل از كتاب خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 68.[6] او فرزند دختر عبدالبهاء بود.[7] مجله ی اخبار امرى تيرماه 1333، به نقل از دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 742.[8] ر.ك: دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 733 - 744؛ خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 62 - 69.[9] مرحوم صاحب جواهر و شريف العلماى مازندرانى و... از جمله علمايى بودند كه به تكفير او رأى دادند. )خاتميت پيامبر اسلام، ص 41).[10] ر.ك: مجله ی انتظار، شماره اول، سال 1380، جعفر خوشنويس، ص 240 - 250؛ فرق و مذاهب كلامى، على ربانى گلپايگانى، ص 336 - 342؛ براى آشنايى بيشتر با فرقه ی شيخيه رجوع شود به: حياة شيخ احمد احسائى، تأليف فرزند شيخ احمد؛ تاريخ نبيل، زرندى؛ ردّ شيخيه، محمد بن سيد صالح قزوينى موسوى؛ اسرار پيدايش شيخيه، بابيه، بهاييه، محمد كاظم خالصى؛ كشف المراد (بررسى عقايد شيخيه)، الف حكيم هاشمى.[11] خاتميت پيامبر اسلام، ص 58.[12] بيان، باب خامس عشراز واحد هشتم.[13] بيان، باب عاشر از واحد هشتم. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 09:03مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران خانه مهدى(عج) كجاست؟ خانه مهدى(عج) كجاست؟ بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند. براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امام زمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:1 . دوران پدر بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1) روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2) امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . 2 . غيبت صغرا امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند . 3 . غيبت كبرا درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8) برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9) به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10) بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است . عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11) محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12) 4 . عصر ظهور امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد. ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15) ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند. -------------------پى نوشتها: 1) بشارة الاسلام . 2) اثبات الهداة، ج 3، ص 415 . 3) غيبه، شيخ توسى، ص 165 . 4) بحارالانوار، ج 52، ص 155 . 5) همان، ص 153 . 6) همان، ص 158 . 7) تفسير عياشى ج 2، ص 56 . 8) با خورشيد سامرا، ص 82 . 9) براى آگاهى بيشتر به كتاب جزيره خضرا، افسانه يا واقعيت مراجعه شود . 10) همان، ص 154 . 11) كافى، ج 1، ص 337 . 12) بحارالانوار، ج 52، ص 152 . 13) اين مسجد در چند كيلومترى شهر كوفه قرار دارد . 14) بحارالانوار، ج 52، ص 317 . 15) همان . منبع:مجله پرسمان، پيش شماره 3 نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 09:04مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران آغاز و پایان جهان در قرآن کریم آغاز و پایان جهان در قرآن کریمقسمت دوم و پاياني ● نظریه های علمی: مطالعه این چند آیه پشت سر هم نشان دهنده آن است که حقایق علمی دیگری در قرآن وجود دارد. خداوند در این آیه ها به ما می گوید که سیاره ای بسیار یگانه برای ما آفریده است که دارای جرم و اندازه معینی است و آسمان آن به عنوان سپر برای ما است و از حیات ما مراقبت می کند. او همچنین برای ما راه هایی را مهیا کرد تا از آن ها عبور کنیم. او همچنین اشاره می کند که با حرکت خورشید و ماه، طول روز و شب مشخصی را برای ما فراهم می کند. بنابراین اعلامی است در مورد این که نظم موجود در این دنیا بر اساس خواسته او است. به منظور فهمیدن علم خداوند در مورد خلقت زمین ما و جو یکتایش بهتر است نگاهی به سیارات دیگر بیاندازیم. اجازه دهید با سیاره ای به نام عطارد( با ضمه بر روی کلمه ع) شروع کنیم. این سیاره کوچک ترین سیاره منظومه شمسی است و به زمین نزدیک است اما به خورشید نزدیک تر می باشد. جرمش کم تر از جرم زمین است و قدرت جاذبه اش یک سوم قدرت جاذبه زمین است. بنابر این ما نمی توانیم بر روی این سیاره زندگی کنیم زیرا نمی تواند جو مشابهی مانند زمین را به خود بگیرد. چون دارای جو مناسبی نیست پس نمی تواند در مقابل سنگ های آسمانی از خود دفاع کند و نیز نمی تواند تشعشعات مضر خورشید را دفع کند. سطح چنین سیاره ای به خاطر برخورد اجرام دارای فرورفتگی های زیادی است و نمی تواند برای حرکت انسان مفید باشد. ساختار عطارد، گردش و طول روز آن را تحت تاثیر قرار داده است و یک روز آن معادل ۸۸ روز زمینی است و این باعث می شود تا دمای آن در روز به ۴۰۰ درجه سانتی گراد و در شب به ۱۸۰- سانتی گراد برسد بنابراین هیچ اثری از حیات و آب در آن پیدا نمی شود. سیاره دیگر ونوس می باشد که سرد ترین سیاره منظومه شمسی است و جرم و حجمش تقریبا مشابه زمین است ولی به خورشید نزدیک تر است. چون جرم مشابه زمین دارد، جاذبه اش نیز مشابه زمین است و توانایی مشابه زمین در نگه داشتن جو دارد. ولی جو آن از گاز سنگینی به نام دی اکسید کربن تشکیل شده است و ابر هایش از بخار اسید سولفوریک تشکیل شده است. چون دی اکسید کربن گازی سنگین است بنابراین تشعشعات خورشیدی را بسیار جذب می کند و جو سیاره به خاطر همین بسیار داغ می گردد. ابر های اسیدی آن باران های اسیدی ایجاد می کنند که سطح آن نرم می کند و برای حرکت مناسب نمی باشد. روز آن نیز معادل ۲۴۳ روز زمینی است. به خاطر نزدیکی اش به زمین و روز بلندش، دمای آن در روز به ۴۵۰ درجه سانتی گراد و فشار جوش به ۹۰ بار می رسد. با وجود چنین شرایطی وجود آب و حیات روی آن غیر ممکن است. با نگاه به مریخ همسایه ما، می بینیم که طول روز مشابه زمین دارد اما جو آن از دی اکسید کربن تشکیل شده است و فشار آن نیز بسیار کم است. چون مریخ از خورشید دور تر است حداکثر دمای آن ۴۰- است و بیشتر مواقع به ۱۲۳- درجه سانتی گراد می رسد. در چنین دمای پایینی محتویات آب سیاره به حالت جامد است و هیچ علایمی از حیات در آن دیده نمی شود( البته تا آن موقع که این مقاله نوشته شده است حیاتی در مریخ یافت نشده و ممکن است حیات به صورت موجودات ذره بینی در بعضی از مکان های آن که دارای شرایط خاصی است پیدا شود ولی هیچ گاه تنوع میلیون ها گونه موجودات روی زمین را که در هوا و خشکی و دریا هستند پیدا نمی کند. مترجم) با نگاهی به تعدادی از سیارات منظومه شمسی، مفهوم این آیه های نورانی را بهتر درک می کنیم. زمین ما به گونه ای طراحی شده است تا آب را در حالت مایع در خود نگه دارد و با نظمی بسیار پیچیده تحت فرمان الهی حیات را در آن زنده نگه دارد. جو زمین به گونه ای طراحی شده است تا با دو گاز عمده اکسیژن و نیتروژن که در آن است مانند یک سقف برای ما عمل کند. این گاز ها تمامی تشعشعات خورشید را جذب نمی کنند و آن را از خود عبور می دهند تا محیط را برای رشد موجودات فراهم کنند. بنابراین جو زمین دارای ترکیباتی است که برای زمین مانند یک سقف محافظ عمل می کند. این جو همچنین زمین را در مقابل شهاب سنگ ها محافظت می کند و در هنگام برخورد آن ها به جو به علت اصطکاک زیادی که ایجاد می شود می سوزند. لایه ازن موجود در جو نیز تشعشعات مضر را دفع می کند. پایداری زمین به خاطر جرم و مساحت آن است که با دقت بسیاری تنظیم شده است. جرم محتویات هسته زمین باعث می شود که جاذبه معینی داشته باشد و در نتیجه جو خود را حفظ کند و در عین حال دارای فشار، دما و رطوبت مخصوصی باشد. شرایط ایجاد شده توسط این جو زندگی را برای همه موجودات ممکن می سازد. گردش معین زمین به دو خود و به دور خورشید باعث می شود تا جاذبه مناسبی روی زمین به وجود بیاید و همه موجودات بتوانند به راحتی روی زمین راه بروند. فاصله معین از خورشید و گردش مخصوص زمین باعث ایجاد درجه معینی از انحراف گردش زمین به دور محور خودش به نسبت گردش حول خورشید می شود در نتیجه میدان مغناطیسی ایجاد می کند که بر روی تمامی موجودات زنده تاثیر می گذارد. مسلما با وجود چنین انحرافی، ما دارای شرایط آب و هوایی متفاوت در چهار فصل هستیم. با نگاهی به سیاره خودمان و دیگر سیارات منظومه شمسی، ناچار به اقرار به این موضوع هستیم که زمین همان طور که خداوند می گوید دارای محیطی خاص برای زندگی ما است. آیا کسی می تواند ادعا کند که طبیعت (به طور تصادفی) این امکانات را برای ما به وجود آورده است؟ یا کسی می تواند بگوید که حضرت محمد ( صل الله علیه و آله) خودش این آیه ها را در بیش از ۱۴ قرن پیش نوشته است؟ بعد از تشریح روند شروع خلقت توسط آیه ۳۰، خداوند در آیه ۱۰۴ در پایان سوره به ما در مورد پایان این جهان یا روز رستاخیز سخن می گوید. "روزی که آسمان را در هم بپیچیم مانند در هم پیچاندن طومار، مانند کاری که در ابتدای خلقت انجام دادیم، همان طور که خلقت را آغاز کردیم، آن را باز می گردانیم، همان طور که پیمان داده بودیم و بر ما است که این کار را انجام دهیم." بررسی علمی: در این آیه خداوند روند پایان حیات را توضیح می دهد. از رَتْقً شروع شد. بنابراین پایان این جهان، بازگشتش خواهد بود به ابتدایش، به همان گونه ای که شروع شده بود. خداوند می گوید که تمام آسمان ها را در هم می پیچد و آن ها را مانند ابتدایش که رَتْقً بود می کند. این جملات بیانگر عظمت خداوند هستند. خداوند می فرمایند که آسمان ها را روی هم قرار می دهد( در هم می پیچد) همانند بستن صفحات یک کتاب. بر اساس نظریه های علمی، دانشمندان عقیده دارند که چنین اتفاقی در انتظار جهان است. این دانشمندان می گویند که بعد از انبساط پیوسته جهان، طی یک روند خود انقباضی منهدم می شود. این به خاطر محدودیت مواد موجود در جهان است که دیگر قادر به انبساط بیشتر نمی باشد. بنابراین این مواد منقبض می شوند و اندازه جهان به مقدار اولیه اش بر می گردد. بنابراین دانش در انطباق کامل با قرآن است. اما قرآن می گوید که این خواسته خداوند است ولی دانشمندان در نظریه هایشان می گویند که خواسته طبیعت است چون دارای شعور می باشد. ( البته کل کیهان سیستمی با شعور است و تمامی اجزایش طبق گفته قرآ
Blogtak.com
اضافه کردن اينوبلاگ به منو Favorites
منوي اصلي نويسندگان 1000gol sajadlorestani lorestani110 موضوعات دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی لینک ها هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com ارسال برای دیگران عکس نوجوانی رسول خدا(ص)از کجا آمده است؟ عکس نوجوانی رسول خدا(ص)از کجا آمده است؟ سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار مییابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح میکنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ میگویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد. مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلالهای خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد. عجالتا این مقاله را ترجمه و در اختیار خوانندگان عزیز قرار میدهیم. عنوان اصلی مقاله چنین است: The Story of Picture Shiite Depictions of Muhammad Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont در مجله ISIM Review 17 Spring 2006 pp. 18-19 شیعیان ایران سابقه دیرینهای در به تصویر کشیدن اعضای خاندان حضرت محمد(ص) و خود ایشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهای پرفروشی منقش به تصویر حضرت محمد(ص) در ایران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جوانی خوشچهره تصویر گردیده است. این پوسترها امروزه با استفاده از فناوریهای روز و ابزارها و تکنیکهای مختلف تولید میگردند. با وجود این، ساختار تصاویر هنوز سنتی هستند، پس زمینه آنها رنگ سادهای دارد و رنگها به سادگی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. به علاوه، این تصاویر همواره خصوصیات و صفاتی دارند که تمایز آنها را از دیگر عکسها آسان میسازد، به عنوان مثال شمشیر دو لبه حضرت علی(ع). اما تصویری که در اینجا بدان خواهیم پرداخت، اساسا با تصاویر قبلی متفاوت است: این تصویر نوجوانی خوشقیافه با چشمانی لطیف و چهرهای دلنشین را نشان میدهد که تا حد زیادی یادآور نقاشیهای اواخر رنسانس است، به خصوص تصاویر نوجوانانی که توسط Caravagio کشیده شده، همچون پسری با سبد میوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالری Borghese) و یا پدر جان تمهید دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمی مخملشکل گونهها، همان دهان نیمه باز و همان نگاه نوازشگر. هرچند نسخ متفاوتی از این تصویر وجود دارد، اما همه آنها صورتی جوان را نشان میدهند که اغلب در زیر آنها نوشته شده محمد رسول الله و یا حتی اطلاعات دقیقتری درباره دورهای از زندگی محمد(ص) که این عکس بدان متعلق است و حتی منبع عکس داده شده است. یک اکتشاف جالب در سال 2004، در حین بازدید از یک نمایشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ریشه این پوستر ایرانی شدیم و آن عکسی بود که Lehnert بین سالهای 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوایل دهه بیست به صورت کارت پستال چاپ و توزیع شده بود. Radolf Franz Lehnret ـ 1878 – 1948 ـ که اهل جمهوری چک امروزی بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ـ 1878 – 1966 ـ آلمانی به تونس آمد، اولی به عنوان عکاس و دومی به عنوان ناشر و مدیر. از آنجایی که Lehnret در سال پیش از آن اقامتی کوتاه در تونس داشت، علاقه زیادی به مناظر طبیعی و ساکنان آنجا پیدا کرده بود. شرکت این دو (L&L) به صورت تخصصی به چاپ تصاویر از مناظر زیبا در تونس و مصر میپرداخت و هزاران عکس و کارتپستال از این مناطق چاپ نمود. به گزارش کتابخانه تاریخ اسلام و ایران، Lehnert که در موسسه هنرهای گرافیکی وین تحصیل کرده بود، روابطی با اعضای جنش pictorialist که عکاسی را به عنوان اثر هنری میدانستند، داشت. عکسهای Lehnert نه تنها بیابان، تپههای شن روان، بازارها و مناطق محلی تونس را نشان میداد، بلکه شامل تصاویری از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سنی بین کودکی و نوجوانی و چهرهای بین زن و مرد داشتند. این تصاویر معمولا مطابق سلیقه مشتریان اروپایی تهیه شده بود که تصویری وسوسه انگیز و وهمآمیز از شرق داشتند. Lehnret بدون شک در تهیه عکسها از این مساله استفاده نموده، ولی نبوغ قابل توجهی نیز به خرج داده است. عکسهای او به صورت چاپ نقره ای، گراورسازی شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر این کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است. چاپها و متنهای منطبق هیچ شکی نیست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاری L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که این خود به تنهایی میتواند نشان دهد که چرا تصویرگران ایرانی آنرا به عنوان مدلی از حضرت محمد(ص) انتخاب نمودهاند. بدون شک، همه نسخ موجود از این عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداری کردهاند با این تفاوت که نسخ اولیه به عکس اصلی شبیه ترند. بدین ترتیب، Lehnret ناخواسته در قلب یک اسطوره قرار گرفته است. سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است. کشف مسیری که باعث گردیده تصاویر چاپ شده در دهه بیست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، برای ما ممکن نبوده است. اما این سوال وجود دارد که چه چیزی باعث شده که ناشران ایرانی شباهتی بین پیامبر اسلامی در سنین نوجوانی و تصویر یک جوان تونسی بیابند؟ قبل از جنگ جهانی اول، تصویر محمد در مجله National Geographic در ژانویه سال 1914 و تحت مقالهای با عنوان اینجا و آنجا در شمال آفریقا چاپ شد که زیر آن نوشته شده بود عربی با یک گل. در دهه بیست، کارت پستالهای تونسی L&L بین سربازان فرانسوی در شمال آفریقا بسیار محبوب بود. در دهههای هشتاد و نود، کتب متعددی شامل عکس این نوجوان چاپ شد، ولی اغلب آنها عنوانی غیر از محمد به عکس دادهاند. در نسخ ایرانی فعلی، اصلاحاتی روی تصویر انجام شده و از فریبندگی چهره نوجوان چیزهایی نگه داشته شده است ولی از زیبایی جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکی با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکی اصلاح شده است. به طور کلی میتوان گفت که هنرمندان ایرانی سعی کردهاند جنبههای زیبا پسندانه تصویر Lehnert را کاهش دهند و تصویر را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زیبایی مقدسی ببخشند. عنوان یکی از پوسترها (تصویر 2) این است: تصویر روحانی حضرت محمد، در سن 18 سالگی در همراهی عمویش در یک سفر تجاری از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که این تصویر توسط یک کشیش مسیحی کشیده شده و تصویر اصلی آن در موزه رم قرار دارد. ریشه مسیحی؟ همانطور که پیش از این نیز گفته شد، برخی از نوشتهها برای این اثر ریشهای مسیحی قائلند، و نه یک ریشه اسلامی که این مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پیامبر و یا تصویرگری چهره وی، مبری میسازد. به علاوه، این موید این مطلب است که مسیحیان حضرت محمد [ص] را در همان سنین کودکی به عنوان شخصیتی الهی پذیرفته اند. این داستان از یک کشیش مسیحی کاتولیک یا ارتدکس به نام بحیرا صحبت میکند که بر اساس داستان، در قرن نهم یا دهم میلادی، در حین گشت و گذار حضرت در سوریه وی را براساس نشانه پیامبری بین شانههایش بازشناخته است. پیامبر آینده باید میگفته است: «هنگامی که من به آسمان و ستارهها مینگرم خود را بالاتر از ستارهها مییابم». به همین دلیل است که در بعضی عکسها ستارههایی در پس زمینه عکس دیده میشود. هرچند که هیچ توصیفی درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجوانی وجود ندارد، ولی توصیفاتی از چهره وی در بزرگسالی گفته شده است: گفته شده که وی پوستی سفید داشته، چشمانی سیاه، گونههایی صاف، ابروان پرپشت و کمانگونه. دنداندهای مرتب و مویشان کمی موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده میشود. در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کردهاند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران عمریست که در حسرت دیدار جمالت من همچو گدا بر سر این راه نشستم عمریست که در حسرت دیدار جمالت من همچو گدا بر سر این راه نشستم از بهر رسیدن به تو ای یوسف زهرا از هستی و از جاه و جنان دل بگسستم شب تا به سحر بهر ظهورت گل هستی بر در گه حق، قافله اشک ببستم با این همه آلودگی و جرم گناهم از بهر شفاعت سوی حق،دل به تو بستم عمریست که از بهر عنایت ز تو مولا هر جمعه که آید من در این خانه نشستم نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:58مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران عيسي مسيح(ع) فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج) عيسي مسيح(ع)فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج) سربازان حضرت مهدی(عج) از ملیت های گوناگونی تشکیل شده اند و حضرت مسيح (ع) فرماندهي آنها را به عهده دارد.به گزارش خبرگزاري شبستان: پيامبر(ص)و ائمه اطهار(ع) روايات فراواني درباره خصوصيات جنگ ها و لشگركشي هاي آخرالزمان نقل فرموده اند و در آن نام بسياري از بزرگان و نيكان روزگار كه در ركاب حضرت ولي عصر(عج) شمشير مي زنند برده شده است.به هنگام قیام، با شیوه خاصی فراخوانی می شوند. افرادی که از پیش برای فرماندهی تعیین شده اند، هدایت لشکریان و عملیات جنگی را به عهده می گیرند. سپاهیانی که با شرایط خاصی در ارتش مهدی(عج) پذیرفته می شوند، دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند. تعدادی در كادر اولیه وجود دارند و گروهی به ارتش حضرت می پیوندند و از گروهی به عنوان گارد حفاظت نام برده شده است.در روایات نام افرادی را می بینیم که یا عملیات نظامی خاصی و یا فرماندهی تعدادی از لشکریان به آنان سپرده شده است. امیر مومنان(ع) در خطبه ای می فرماید: آن گاه مهدی(عج) حضرت عیسی را به جانشینی خود، در عملیات تهاجمی علیه دجال برمی گزیند. عیسی(ع) برای یافتن و سرکوبی دجال حرکت می کند. دجال که همه جهان را در سلطه خود دارد و کشاورزان و نسل بشری را نابود کرده است، مردم را به خویش می خواند و هر کس که او را بپذیرد، مورد لطف قرار می گیرد و اگر خودداری ورزد، او را می کشد. سراسر جهان، جز مکه، مدینه و بیت المقدس را در هم نوردیده است و همه فرزندان نامشروع از شرق و غرب جهان پیرامونش گرد آمده اند.دجال به سوی حجاز حرکت می کند و عیسی(ع) در گردنه "هرشا" به او می رسد و فریادی هولناک بر او می کشد و ضربه ای سخت بر او فرود می آورد و او را در شعله های آتش ذوب می کند؛ آن سان که سرب در آتش ذوب می شود.فرود آوردن ضربه ای که ذوب شدن دجال را در پی دارد، شاید در اثر به کار گیری مدرن ترین سلاح های آن روز باشد و ممکن است حکایت از اعجاز حضرت مسیح کند.در ویژگی حضرت عیسی(ع) آمده است: او چنان ابهتی دارد که چون دشمن او را می بیند، به یاد مرگ می افتد، چنان که گویی عیسی قصد جانش را کرده است.----------------------------پی نوشت1-الشیعة و الرجعة، ج1،ص167.2-ابن حمّاد، فتن،ص161.3-نشانه هايي از دولت موعود، نجم الدين طبسي نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:00مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران از عید قربان تا عید غدیر حسن بن راشد از امام صادق علیه السلام پرسید:« آیا مسلمانان غیر از عید فطر و قربان عید دیگری هم دارند؟» فرمود:« آری، عیدی که بزرگتر و با فضیلتتر از آن دو عید است: روزی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای هدایت مردم منصوب گردید. همهی پیامبران به مردم دستور میدادند که روز معرفی وصی خود را عید بگیرند.» حسن پرسید:« شایسته است در آن روز چه کاری انجام بدهیم؟» فرمود:« آن روز را روزه بگیر و بر محمد و آل محمد درود فراوان بفرست و از کسانی که به آنها ستم کردهاند بیزاری بجو. » حسن پرسید:« پاداش روزهدار در روز عید غدیر چیست؟» فرمود:« پاداش کسی که شصت ماه را روزه گرفته باشد.» نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 08:42مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران امام باقر (ع) فرمودند: امام باقر (ع) فرمودند:الحَجُّ تَسكينُ القلُوبِ حجّ آرام بخش دلها استالأمالى ، طوسى ، ص 296 نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:33مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران راهنمایی آسمانی راهنمایی آسمانی حضرت امام باقر (علیه السلام) به مردی به نام ابوحمزه فرمودند :«ای اباحمزه، کسی از شما که قصد سفری چند فرسخی دارد، دنبال دلیل و راهنما میگردد (تا به خطرات دچار نگردد)، و تو به راههای آسمان ناآگاهتر از راههای زمین هستی! حال، برای خود دلیل و راهنمایی بدست آور (تا در پیمودن راه بسوی خدا و آسمان ، گمراه نگردی)»(1)(اصول کافی، جلد 1، باب شناخت امام و مراجعه به او)در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) زمینه برای نشر علوم دینی تا اندازهای فراهم شد؛ زیرا در اثر فشار بنیامیه، احادیث فقه اهل بیت (علیهم السلام) از دست رفته بود و با اینکه برای احکام هزارها حدیث لازم است، حتی از اخباری که از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوسیله صحابه نقل شده، بیش از 500 حدیث باقی نمانده بود.خلاصه اینکه در آن ایام و در نتیجه واقعه جانگداز کربلا و در اثر مساعی سی و پنج ساله امام سجاد، گروه انبوهی از شیعه به وجود آمده ولی از فقه اسلامی تهیدست بودند و چون سلطنت بنیامیه در اثر اختلافات داخلی و تنپروری و بیکفایتی رجال دولت رو به ضعف نهاده و روز به روز آثار سستی در پیکر آن ظاهر میشد، امام پنجم از فرصت استفاده فرموده به نشر علوم اهل بیت (علیهم السلام) و فقه اسلامی پرداخت و دانشمندان زیادی از مکتب خویش تحویل جامعه داد. بر گرفته از کتاب آموزش دین، تالیف مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره) 7 ذیحجه، سالروز شهادت امام محمد بن علی الباقر (علیه السلام)را تسلیت عرض می نمایم نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 18:33مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران شهادت حضرت جواد(ع) سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود كسى به وادى غم، ياور امام جواد شهادت حضرت جواد(ع)اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشامجانها را بهرهمند ساخت . آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده و مسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده ، تا ابد زينتبخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است . معتصم عباسى از حضرت جواد دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد . معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد ، مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مىنهد . اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياهروى دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد . امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود . چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيهكار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانى سودى نداشت . حضرت جواد (ع) فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات بيابى . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع) قولهاى ديگرى هم نقل شده است . مدیحه ارضی باقری حدادیان خلج سازور سازور طاهری طاهری طاهری واعظی واعظی مرثیه ارضی حدادیان عربی نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 07:42مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران پرسش از اسلام سوال:بهاییت چگونه و از کجا آمده؟ نظریات آنها چیست؟ و علل مخالفت شیعه با آن ها چیست؟ پاسخ:بهاييت فرقهاى است كه ميرزا حسين على نورى مؤسس آن بوده است، او فرزند ميرزا عباس نورى است و در سال 1233 هـ.ق در تهران متولد گشت، او بعد از تحصيلات مقدماتى همچون پدرش كه در دستگاه "امام وردى ميرزا" از قاجاريه، سمت منشى گرى داشت، به خدمت ديوان درآمد و چون شوهر خواهرش هم منشى قنسول روس بود، با ساز و كارهاى ايجاد ارتباط با سفارت خانهها هم آشنايى پيدا كرد.[1]با ظهور و غوغاى "على محمد باب"، او و برادر ناتنىاش (يحيى صبح ازل) و تنى چند از خاندانش به باب پيوستند و آن گاه كه باب به دستور ميرزا تقى خان امير كبير در تبريز اعدام شد، يحيى صبح ازل كه 13 سال از برادرش كوچك تر بود به جانشينى باب برگزيده شد. البته ميرزا حسين على هم طبق مصالحى تسليم وى گرديد، اما پس از مدتى از اطاعتش سرپيچى نمود[2]. نخست ادعاى "مهدويت" كرد و مدعى شد كه او همان كسى است كه باب وعدهى ظهورش را داده است.[3] و با گذشت زمان بر ادعاهايش مىافزود، از ادعاى "رجعت حسينى" و "رجعت مسيحى" گرفته تا ادعاى "رسالت و شارعيت" و در نهايت، ادعاى "حلول خدا در او" با تجسد و تجسم خداوند، و دعواى "انا الهيكل الاعلى"، كه در ادامه به برخى از آنها اشاره خواهد شد.بعد از گذشت چند سالی بين دو برادر رقابت بر سر رهبرى بر "بابىها" به اوج خود رسيد و از اين روى دولت عثمانى آنها را به دادگاه كشانيد دادگاه هم دستور داد كه هر يك از برادران با گروه پيرو خود به نقطهاى كه دور از هم باشد، فرستاده شوند و "يحيى صبح ازل" به همراه يارانش به "قبرس" و حسين على و پيروانش در "عكا" كه در سرزمين فلسطين اشغالی است، اسكان داده شدند.ميرزا حسين على در عكا به زندگى خود ادامه داد و در سال 1310 هـ.ق در اثر مريضى از دنيا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد، بعدها پسرش "عباس افندى" كه "عبدالبهاء" لقب گرفت، براى ترويج بهاييت كوششهاى فراوانى نمود و در سال 1911 م، به اروپا مسافرت نمود و توانست روابط ويژهاى با انگلستان و آمريكا برقرار نمايد.بعد از سقوط عثمانى در جنگ جهانى اوّل، عبدالبهاء كه در حيفا زندگى مىكرد، مورد حمايت انگلستان قرار گرفت و به خاطر خدمات شايانش، بالاترين نشان خدمت گذارى به انگلستان را، بعد از جنگ دريافت كرد.[4] او خود در نوشتههايش سايهى امپراطور اعظم انگلستان جرج پنجم را بر سر اقليم عربى فلسطين مستدام مىطلبد.[5]در سال 1921 م، شوقى افندى، نوهى دخترى[6] ميرزا حسين على پس از مرگ عبدالبهاء، زعامت و رهبرى بهاييان را بر عهده گرفت. او بعد از تشكيل دولت اسراييل با رييس آن، ديدار كرد و مراتب دوستى بهاييان را نسبت به كشور اسراييل و آمال و ادعيهى آنان را براى ترقى و سعادت اسراييل اظهار داشت[7]. و در پيام نوروزى خود به بهاييان در سال 1329 هـ.ق ، تحقق دولت اسراييل را مصداق وعدهى الاهى دانست.بعد از مرگ شوقى افندى در سال 1957 م، در ظاهر يك گروه 9 نفرى، موسوم به بيت العدل، كه مركز آن در حيفاى فلسطین اشغالی است، مسئوليت ادارهى بهاييان را بر عهده گرفته است.[8]رويكرد سياسى بهاييت: از مطالب گذشته اجمالاً با رويكرد سياسى عباس افندى و شوقى افندى، آشنا شديم و آنچه در اين جا لازم است بدان اشاره كنيم؛ اين است كه چنين رويكردى اختصاص به اين دو شخص نداشته، بلكه ريشه در موضعگيرى مؤسس اين فرقه دارد،خاستگاه اعتقادى بهاييت: چنان كه روشن گرديد بهاييت زاييدهى بابيت بود، اما اين كه بابيت از چه فرقهاى نشأت گرفته است، بايد گفت: بابيه زاييدهى "كشفيه" و كشفيه زاييدهى شيخيه بوده است. مؤسس شيخيه، شيخ "احمد احسائى"، بوده و به جهت اعتقاداتش، مورد تكفير علما قرار گرفت.[9] او به حجاز رفت و با آن كه حجاز در آن موقع تحت سيطرهى حكومت عثمانى قرار داشت، مورد حمايت و احترام حكّام آن جا قرار گرفت.او به سال 1241 هـ.ق در سن حدود هشتاد سالگى از دنيا رفت و بعد از او سيد كاظم رشتى به ترويج افكارش پرداخت، و فرقهى "كشفيه" را تأسيس نمود.سيد كاظم رشتى در سال 1212 هـ.ق متولد شد و در سال 1259 هـ.ق از دنيا رفت و به مدت 20 سال در ميان پيروان خود، به عنوان ركن رابع محسوب مىگشت، و معتقد بود كه حضرت مهدى (عج) در بين ماست و مبلغين خود را به اطراف مىفرستد كه مردم را آماده كنند و... .و بر اساس همين اعتقاد بود كه يكى از شاگردان بارزش به نام "على محمد باب" مدعى شد، من "باب امام زمان" هستم. البته بعدها به اين مقدار اكتفا نكرد و ادعا نمود كه او همان "مهدى موعود" است.[10]او بهشت و دوزخ صراط و ميزان و ساعت را تأويل مىنمايد و در تبيين اصل رجعت و مقام امامت و ظهور و تجسد خداوند در اولياى خود، سخنانى دارد كه تركيبى از تعبيرات غلاة و قرامطه و شيخيه است.[11] او بعضى از مناسك، مانند نماز و روزه، و قبله را تغيير داد. از احكام اوست كه:1. اگر كسى از بابىها، زنش حامله نشد، حلال است كه براى حامله شدن زن خود، از يكى از برادران بابى كمك و يارى بگيرد، و نه از غير بابى،[12]2. استمناء مباح مىباشد.[13] و... .نا گفته پیدا است که چنین مذهبی علاوه بر به دوش کشیدن ننگ وابستگی به استعمار و بیگانگان، هیچ اشتراکی با مسلمانان و شیعیان ندارد و علت مخالفت شیعه با آنان همین انحرافات فکری و اعتقادی است.--------------------------------------------------------------------------------[1] ر.ك: يحيى نورى، خاتميت پيامبر اسلام، ص 62 - 63.[2] ر.ك: دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 734، مقاله ی آقاى محمود صدرى.[3] از جمله تعليمات باب كه مورد سوء استفاده ميرزا حسين على قرار گرفت، بشارت به ظهور موعودى بود با عنوان "من يظهره اللَّه" يعنى كسى كه خدايش او را آشكار خواهد نمود. دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 743).[4] شوقى افندى، قرن بديع، ج 3، ص 299.[5] مكاتيب، ج 3، ص 347، به نقل از كتاب خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 68.[6] او فرزند دختر عبدالبهاء بود.[7] مجله ی اخبار امرى تيرماه 1333، به نقل از دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 742.[8] ر.ك: دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 733 - 744؛ خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 62 - 69.[9] مرحوم صاحب جواهر و شريف العلماى مازندرانى و... از جمله علمايى بودند كه به تكفير او رأى دادند. )خاتميت پيامبر اسلام، ص 41).[10] ر.ك: مجله ی انتظار، شماره اول، سال 1380، جعفر خوشنويس، ص 240 - 250؛ فرق و مذاهب كلامى، على ربانى گلپايگانى، ص 336 - 342؛ براى آشنايى بيشتر با فرقه ی شيخيه رجوع شود به: حياة شيخ احمد احسائى، تأليف فرزند شيخ احمد؛ تاريخ نبيل، زرندى؛ ردّ شيخيه، محمد بن سيد صالح قزوينى موسوى؛ اسرار پيدايش شيخيه، بابيه، بهاييه، محمد كاظم خالصى؛ كشف المراد (بررسى عقايد شيخيه)، الف حكيم هاشمى.[11] خاتميت پيامبر اسلام، ص 58.[12] بيان، باب خامس عشراز واحد هشتم.[13] بيان، باب عاشر از واحد هشتم. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 09:03مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران خانه مهدى(عج) كجاست؟ خانه مهدى(عج) كجاست؟ بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند. براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امام زمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:1 . دوران پدر بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1) روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2) امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . 2 . غيبت صغرا امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند . 3 . غيبت كبرا درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8) برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9) به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10) بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است . عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11) محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12) 4 . عصر ظهور امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد. ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15) ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند. -------------------پى نوشتها: 1) بشارة الاسلام . 2) اثبات الهداة، ج 3، ص 415 . 3) غيبه، شيخ توسى، ص 165 . 4) بحارالانوار، ج 52، ص 155 . 5) همان، ص 153 . 6) همان، ص 158 . 7) تفسير عياشى ج 2، ص 56 . 8) با خورشيد سامرا، ص 82 . 9) براى آگاهى بيشتر به كتاب جزيره خضرا، افسانه يا واقعيت مراجعه شود . 10) همان، ص 154 . 11) كافى، ج 1، ص 337 . 12) بحارالانوار، ج 52، ص 152 . 13) اين مسجد در چند كيلومترى شهر كوفه قرار دارد . 14) بحارالانوار، ج 52، ص 317 . 15) همان . منبع:مجله پرسمان، پيش شماره 3 نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 09:04مربوط به : زندگینامه ائمه اطهار (ع) [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران آغاز و پایان جهان در قرآن کریم آغاز و پایان جهان در قرآن کریمقسمت دوم و پاياني ● نظریه های علمی: مطالعه این چند آیه پشت سر هم نشان دهنده آن است که حقایق علمی دیگری در قرآن وجود دارد. خداوند در این آیه ها به ما می گوید که سیاره ای بسیار یگانه برای ما آفریده است که دارای جرم و اندازه معینی است و آسمان آن به عنوان سپر برای ما است و از حیات ما مراقبت می کند. او همچنین برای ما راه هایی را مهیا کرد تا از آن ها عبور کنیم. او همچنین اشاره می کند که با حرکت خورشید و ماه، طول روز و شب مشخصی را برای ما فراهم می کند. بنابراین اعلامی است در مورد این که نظم موجود در این دنیا بر اساس خواسته او است. به منظور فهمیدن علم خداوند در مورد خلقت زمین ما و جو یکتایش بهتر است نگاهی به سیارات دیگر بیاندازیم. اجازه دهید با سیاره ای به نام عطارد( با ضمه بر روی کلمه ع) شروع کنیم. این سیاره کوچک ترین سیاره منظومه شمسی است و به زمین نزدیک است اما به خورشید نزدیک تر می باشد. جرمش کم تر از جرم زمین است و قدرت جاذبه اش یک سوم قدرت جاذبه زمین است. بنابر این ما نمی توانیم بر روی این سیاره زندگی کنیم زیرا نمی تواند جو مشابهی مانند زمین را به خود بگیرد. چون دارای جو مناسبی نیست پس نمی تواند در مقابل سنگ های آسمانی از خود دفاع کند و نیز نمی تواند تشعشعات مضر خورشید را دفع کند. سطح چنین سیاره ای به خاطر برخورد اجرام دارای فرورفتگی های زیادی است و نمی تواند برای حرکت انسان مفید باشد. ساختار عطارد، گردش و طول روز آن را تحت تاثیر قرار داده است و یک روز آن معادل ۸۸ روز زمینی است و این باعث می شود تا دمای آن در روز به ۴۰۰ درجه سانتی گراد و در شب به ۱۸۰- سانتی گراد برسد بنابراین هیچ اثری از حیات و آب در آن پیدا نمی شود. سیاره دیگر ونوس می باشد که سرد ترین سیاره منظومه شمسی است و جرم و حجمش تقریبا مشابه زمین است ولی به خورشید نزدیک تر است. چون جرم مشابه زمین دارد، جاذبه اش نیز مشابه زمین است و توانایی مشابه زمین در نگه داشتن جو دارد. ولی جو آن از گاز سنگینی به نام دی اکسید کربن تشکیل شده است و ابر هایش از بخار اسید سولفوریک تشکیل شده است. چون دی اکسید کربن گازی سنگین است بنابراین تشعشعات خورشیدی را بسیار جذب می کند و جو سیاره به خاطر همین بسیار داغ می گردد. ابر های اسیدی آن باران های اسیدی ایجاد می کنند که سطح آن نرم می کند و برای حرکت مناسب نمی باشد. روز آن نیز معادل ۲۴۳ روز زمینی است. به خاطر نزدیکی اش به زمین و روز بلندش، دمای آن در روز به ۴۵۰ درجه سانتی گراد و فشار جوش به ۹۰ بار می رسد. با وجود چنین شرایطی وجود آب و حیات روی آن غیر ممکن است. با نگاه به مریخ همسایه ما، می بینیم که طول روز مشابه زمین دارد اما جو آن از دی اکسید کربن تشکیل شده است و فشار آن نیز بسیار کم است. چون مریخ از خورشید دور تر است حداکثر دمای آن ۴۰- است و بیشتر مواقع به ۱۲۳- درجه سانتی گراد می رسد. در چنین دمای پایینی محتویات آب سیاره به حالت جامد است و هیچ علایمی از حیات در آن دیده نمی شود( البته تا آن موقع که این مقاله نوشته شده است حیاتی در مریخ یافت نشده و ممکن است حیات به صورت موجودات ذره بینی در بعضی از مکان های آن که دارای شرایط خاصی است پیدا شود ولی هیچ گاه تنوع میلیون ها گونه موجودات روی زمین را که در هوا و خشکی و دریا هستند پیدا نمی کند. مترجم) با نگاهی به تعدادی از سیارات منظومه شمسی، مفهوم این آیه های نورانی را بهتر درک می کنیم. زمین ما به گونه ای طراحی شده است تا آب را در حالت مایع در خود نگه دارد و با نظمی بسیار پیچیده تحت فرمان الهی حیات را در آن زنده نگه دارد. جو زمین به گونه ای طراحی شده است تا با دو گاز عمده اکسیژن و نیتروژن که در آن است مانند یک سقف برای ما عمل کند. این گاز ها تمامی تشعشعات خورشید را جذب نمی کنند و آن را از خود عبور می دهند تا محیط را برای رشد موجودات فراهم کنند. بنابراین جو زمین دارای ترکیباتی است که برای زمین مانند یک سقف محافظ عمل می کند. این جو همچنین زمین را در مقابل شهاب سنگ ها محافظت می کند و در هنگام برخورد آن ها به جو به علت اصطکاک زیادی که ایجاد می شود می سوزند. لایه ازن موجود در جو نیز تشعشعات مضر را دفع می کند. پایداری زمین به خاطر جرم و مساحت آن است که با دقت بسیاری تنظیم شده است. جرم محتویات هسته زمین باعث می شود که جاذبه معینی داشته باشد و در نتیجه جو خود را حفظ کند و در عین حال دارای فشار، دما و رطوبت مخصوصی باشد. شرایط ایجاد شده توسط این جو زندگی را برای همه موجودات ممکن می سازد. گردش معین زمین به دو خود و به دور خورشید باعث می شود تا جاذبه مناسبی روی زمین به وجود بیاید و همه موجودات بتوانند به راحتی روی زمین راه بروند. فاصله معین از خورشید و گردش مخصوص زمین باعث ایجاد درجه معینی از انحراف گردش زمین به دور محور خودش به نسبت گردش حول خورشید می شود در نتیجه میدان مغناطیسی ایجاد می کند که بر روی تمامی موجودات زنده تاثیر می گذارد. مسلما با وجود چنین انحرافی، ما دارای شرایط آب و هوایی متفاوت در چهار فصل هستیم. با نگاهی به سیاره خودمان و دیگر سیارات منظومه شمسی، ناچار به اقرار به این موضوع هستیم که زمین همان طور که خداوند می گوید دارای محیطی خاص برای زندگی ما است. آیا کسی می تواند ادعا کند که طبیعت (به طور تصادفی) این امکانات را برای ما به وجود آورده است؟ یا کسی می تواند بگوید که حضرت محمد ( صل الله علیه و آله) خودش این آیه ها را در بیش از ۱۴ قرن پیش نوشته است؟ بعد از تشریح روند شروع خلقت توسط آیه ۳۰، خداوند در آیه ۱۰۴ در پایان سوره به ما در مورد پایان این جهان یا روز رستاخیز سخن می گوید. "روزی که آسمان را در هم بپیچیم مانند در هم پیچاندن طومار، مانند کاری که در ابتدای خلقت انجام دادیم، همان طور که خلقت را آغاز کردیم، آن را باز می گردانیم، همان طور که پیمان داده بودیم و بر ما است که این کار را انجام دهیم." بررسی علمی: در این آیه خداوند روند پایان حیات را توضیح می دهد. از رَتْقً شروع شد. بنابراین پایان این جهان، بازگشتش خواهد بود به ابتدایش، به همان گونه ای که شروع شده بود. خداوند می گوید که تمام آسمان ها را در هم می پیچد و آن ها را مانند ابتدایش که رَتْقً بود می کند. این جملات بیانگر عظمت خداوند هستند. خداوند می فرمایند که آسمان ها را روی هم قرار می دهد( در هم می پیچد) همانند بستن صفحات یک کتاب. بر اساس نظریه های علمی، دانشمندان عقیده دارند که چنین اتفاقی در انتظار جهان است. این دانشمندان می گویند که بعد از انبساط پیوسته جهان، طی یک روند خود انقباضی منهدم می شود. این به خاطر محدودیت مواد موجود در جهان است که دیگر قادر به انبساط بیشتر نمی باشد. بنابراین این مواد منقبض می شوند و اندازه جهان به مقدار اولیه اش بر می گردد. بنابراین دانش در انطباق کامل با قرآن است. اما قرآن می گوید که این خواسته خداوند است ولی دانشمندان در نظریه هایشان می گویند که خواسته طبیعت است چون دارای شعور می باشد. ( البته کل کیهان سیستمی با شعور است و تمامی اجزایش طبق گفته قرآ
1000gol sajadlorestani lorestani110
دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی
هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com
عکس نوجوانی رسول خدا(ص)از کجا آمده است؟
سوال درباره ارتباط بین توصیف مرسوم از چهره پیامبر و چهره جوان تونسی، هنوز بدون پاسخ مانده است. تصویر نمایشگر چهره یک نوجوان خندان است، با دهانی نیمه باز، عمامهای بر سر و گل یاسمنی بر گوش. همین چهره در کارت پستالهای دیگری و تحت عناوین دیگری از قبیل احمد، جوان عرب و غیره تصویر شده است.
سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار مییابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح میکنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ میگویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.
مقاله زیر کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلالهای خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد.
عجالتا این مقاله را ترجمه و در اختیار خوانندگان عزیز قرار میدهیم. عنوان اصلی مقاله چنین است:
The Story of Picture
Shiite Depictions of Muhammad
Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
در مجله
ISIM Review 17
Spring 2006
pp. 18-19
شیعیان ایران سابقه دیرینهای در به تصویر کشیدن اعضای خاندان حضرت محمد(ص) و خود ایشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهای پرفروشی منقش به تصویر حضرت محمد(ص) در ایران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جوانی خوشچهره تصویر گردیده است. این پوسترها امروزه با استفاده از فناوریهای روز و ابزارها و تکنیکهای مختلف تولید میگردند. با وجود این، ساختار تصاویر هنوز سنتی هستند، پس زمینه آنها رنگ سادهای دارد و رنگها به سادگی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. به علاوه، این تصاویر همواره خصوصیات و صفاتی دارند که تمایز آنها را از دیگر عکسها آسان میسازد، به عنوان مثال شمشیر دو لبه حضرت علی(ع).
اما تصویری که در اینجا بدان خواهیم پرداخت، اساسا با تصاویر قبلی متفاوت است: این تصویر نوجوانی خوشقیافه با چشمانی لطیف و چهرهای دلنشین را نشان میدهد که تا حد زیادی یادآور نقاشیهای اواخر رنسانس است، به خصوص تصاویر نوجوانانی که توسط Caravagio کشیده شده، همچون پسری با سبد میوه (Boy Carrying a Fruit Basket رم، گالری Borghese) و یا پدر جان تمهید دهنده (Saint John The Baptist موزه Capitole). همان نرمی مخملشکل گونهها، همان دهان نیمه باز و همان نگاه نوازشگر. هرچند نسخ متفاوتی از این تصویر وجود دارد، اما همه آنها صورتی جوان را نشان میدهند که اغلب در زیر آنها نوشته شده محمد رسول الله و یا حتی اطلاعات دقیقتری درباره دورهای از زندگی محمد(ص) که این عکس بدان متعلق است و حتی منبع عکس داده شده است.
یک اکتشاف جالب
در سال 2004، در حین بازدید از یک نمایشگاه عکس مختص به دو عکاس Lehnert و Landrock، تصادفا موفق به کشف ریشه این پوستر ایرانی شدیم و آن عکسی بود که Lehnert بین سالهای 1904 و 1906 در تونس گرفته بود، و سپس در اوایل دهه بیست به صورت کارت پستال چاپ و توزیع شده بود.
Radolf Franz Lehnret ـ 1878 – 1948 ـ که اهل جمهوری چک امروزی بود، در سال 1904 به همراه Ernst Heinrich Landrock ـ 1878 – 1966 ـ آلمانی به تونس آمد، اولی به عنوان عکاس و دومی به عنوان ناشر و مدیر. از آنجایی که Lehnret در سال پیش از آن اقامتی کوتاه در تونس داشت، علاقه زیادی به مناظر طبیعی و ساکنان آنجا پیدا کرده بود. شرکت این دو (L&L) به صورت تخصصی به چاپ تصاویر از مناظر زیبا در تونس و مصر میپرداخت و هزاران عکس و کارتپستال از این مناطق چاپ نمود.
به گزارش کتابخانه تاریخ اسلام و ایران، Lehnert که در موسسه هنرهای گرافیکی وین تحصیل کرده بود، روابطی با اعضای جنش pictorialist که عکاسی را به عنوان اثر هنری میدانستند، داشت. عکسهای Lehnert نه تنها بیابان، تپههای شن روان، بازارها و مناطق محلی تونس را نشان میداد، بلکه شامل تصاویری از پسران و دختران نابالغ جوان بود که سنی بین کودکی و نوجوانی و چهرهای بین زن و مرد داشتند. این تصاویر معمولا مطابق سلیقه مشتریان اروپایی تهیه شده بود که تصویری وسوسه انگیز و وهمآمیز از شرق داشتند.
Lehnret بدون شک در تهیه عکسها از این مساله استفاده نموده، ولی نبوغ قابل توجهی نیز به خرج داده است. عکسهای او به صورت چاپ نقره ای، گراورسازی شده و چهاررنگ چاپ شده است. اکثر این کارت پستالها از سال 1920 در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده است.
چاپها و متنهای منطبق
هیچ شکی نیست که کارت پستال نشان داده شده در شکل 1، که براساس شماره گذاری L&L، شماره آن 106 است به عنوان مدل پوسترهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته است. به علاوه، نام کارت پستال شماره 106 محمد است، که این خود به تنهایی میتواند نشان دهد که چرا تصویرگران ایرانی آنرا به عنوان مدلی از حضرت محمد(ص) انتخاب نمودهاند. بدون شک، همه نسخ موجود از این عکس، همه از عکس شماره 106 الگوبرداری کردهاند با این تفاوت که نسخ اولیه به عکس اصلی شبیه ترند. بدین ترتیب، Lehnret ناخواسته در قلب یک اسطوره قرار گرفته است.
کشف مسیری که باعث گردیده تصاویر چاپ شده در دهه بیست به دست ناشران تهران و قم در دهه نود برسد، برای ما ممکن نبوده است. اما این سوال وجود دارد که چه چیزی باعث شده که ناشران ایرانی شباهتی بین پیامبر اسلامی در سنین نوجوانی و تصویر یک جوان تونسی بیابند؟
قبل از جنگ جهانی اول، تصویر محمد در مجله National Geographic در ژانویه سال 1914 و تحت مقالهای با عنوان اینجا و آنجا در شمال آفریقا چاپ شد که زیر آن نوشته شده بود عربی با یک گل. در دهه بیست، کارت پستالهای تونسی L&L بین سربازان فرانسوی در شمال آفریقا بسیار محبوب بود. در دهههای هشتاد و نود، کتب متعددی شامل عکس این نوجوان چاپ شد، ولی اغلب آنها عنوانی غیر از محمد به عکس دادهاند.
در نسخ ایرانی فعلی، اصلاحاتی روی تصویر انجام شده و از فریبندگی چهره نوجوان چیزهایی نگه داشته شده است ولی از زیبایی جذاب آن کاسته شده است. شانه سمت چپ اندکی با پارچه پوشانده شده است و دهان و چشمها اندکی اصلاح شده است. به طور کلی میتوان گفت که هنرمندان ایرانی سعی کردهاند جنبههای زیبا پسندانه تصویر Lehnert را کاهش دهند و تصویر را از حالت جذاب خارج نموده، به آن زیبایی مقدسی ببخشند.
عنوان یکی از پوسترها (تصویر 2) این است: تصویر روحانی حضرت محمد، در سن 18 سالگی در همراهی عمویش در یک سفر تجاری از مکه به دمشق. به علاوه ادعا شده است که این تصویر توسط یک کشیش مسیحی کشیده شده و تصویر اصلی آن در موزه رم قرار دارد.
ریشه مسیحی؟
همانطور که پیش از این نیز گفته شد، برخی از نوشتهها برای این اثر ریشهای مسیحی قائلند، و نه یک ریشه اسلامی که این مساله مسلمانان را از گناه نگاه به صورت پیامبر و یا تصویرگری چهره وی، مبری میسازد. به علاوه، این موید این مطلب است که مسیحیان حضرت محمد [ص] را در همان سنین کودکی به عنوان شخصیتی الهی پذیرفته اند. این داستان از یک کشیش مسیحی کاتولیک یا ارتدکس به نام بحیرا صحبت میکند که بر اساس داستان، در قرن نهم یا دهم میلادی، در حین گشت و گذار حضرت در سوریه وی را براساس نشانه پیامبری بین شانههایش بازشناخته است. پیامبر آینده باید میگفته است: «هنگامی که من به آسمان و ستارهها مینگرم خود را بالاتر از ستارهها مییابم». به همین دلیل است که در بعضی عکسها ستارههایی در پس زمینه عکس دیده میشود.
هرچند که هیچ توصیفی درباره چهره حضرت محمد(ص) در نوجوانی وجود ندارد، ولی توصیفاتی از چهره وی در بزرگسالی گفته شده است: گفته شده که وی پوستی سفید داشته، چشمانی سیاه، گونههایی صاف، ابروان پرپشت و کمانگونه. دنداندهای مرتب و مویشان کمی موجدار بوده است. این خصوصیات در مورد نوجوان تصویر شده در پوسترهای ایرانی دیده میشود. در حقیقت این تصویری از یک تصویر و نمایشی از یک نمایش است. به عبارت دیگر، تصویرگران ایرانی مدلی از حضرت محمد(ص) را انتخاب کردهاند که نمایانگر زیبایی، جوانی و توازن است.
[ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]
عمریست که در حسرت دیدار جمالت من همچو گدا بر سر این راه نشستم
از بهر رسیدن به تو ای یوسف زهرا از هستی و از جاه و جنان دل بگسستم
شب تا به سحر بهر ظهورت گل هستی بر در گه حق، قافله اشک ببستم
با این همه آلودگی و جرم گناهم از بهر شفاعت سوی حق،دل به تو بستم
عمریست که از بهر عنایت ز تو مولا هر جمعه که آید من در این خانه نشستم
عيسي مسيح(ع) فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج)
عيسي مسيح(ع)فرمانده لشكر مهدي صاحب الزمان(عج)
سربازان حضرت مهدی(عج) از ملیت های گوناگونی تشکیل شده اند و حضرت مسيح (ع) فرماندهي آنها را به عهده دارد.به گزارش خبرگزاري شبستان: پيامبر(ص)و ائمه اطهار(ع) روايات فراواني درباره خصوصيات جنگ ها و لشگركشي هاي آخرالزمان نقل فرموده اند و در آن نام بسياري از بزرگان و نيكان روزگار كه در ركاب حضرت ولي عصر(عج) شمشير مي زنند برده شده است.به هنگام قیام، با شیوه خاصی فراخوانی می شوند. افرادی که از پیش برای فرماندهی تعیین شده اند، هدایت لشکریان و عملیات جنگی را به عهده می گیرند. سپاهیانی که با شرایط خاصی در ارتش مهدی(عج) پذیرفته می شوند، دارای ویژگی های مخصوص به خود هستند. تعدادی در كادر اولیه وجود دارند و گروهی به ارتش حضرت می پیوندند و از گروهی به عنوان گارد حفاظت نام برده شده است.در روایات نام افرادی را می بینیم که یا عملیات نظامی خاصی و یا فرماندهی تعدادی از لشکریان به آنان سپرده شده است. امیر مومنان(ع) در خطبه ای می فرماید: آن گاه مهدی(عج) حضرت عیسی را به جانشینی خود، در عملیات تهاجمی علیه دجال برمی گزیند. عیسی(ع) برای یافتن و سرکوبی دجال حرکت می کند. دجال که همه جهان را در سلطه خود دارد و کشاورزان و نسل بشری را نابود کرده است، مردم را به خویش می خواند و هر کس که او را بپذیرد، مورد لطف قرار می گیرد و اگر خودداری ورزد، او را می کشد. سراسر جهان، جز مکه، مدینه و بیت المقدس را در هم نوردیده است و همه فرزندان نامشروع از شرق و غرب جهان پیرامونش گرد آمده اند.دجال به سوی حجاز حرکت می کند و عیسی(ع) در گردنه "هرشا" به او می رسد و فریادی هولناک بر او می کشد و ضربه ای سخت بر او فرود می آورد و او را در شعله های آتش ذوب می کند؛ آن سان که سرب در آتش ذوب می شود.فرود آوردن ضربه ای که ذوب شدن دجال را در پی دارد، شاید در اثر به کار گیری مدرن ترین سلاح های آن روز باشد و ممکن است حکایت از اعجاز حضرت مسیح کند.در ویژگی حضرت عیسی(ع) آمده است: او چنان ابهتی دارد که چون دشمن او را می بیند، به یاد مرگ می افتد، چنان که گویی عیسی قصد جانش را کرده است.----------------------------پی نوشت1-الشیعة و الرجعة، ج1،ص167.2-ابن حمّاد، فتن،ص161.3-نشانه هايي از دولت موعود، نجم الدين طبسي
از عید قربان تا عید غدیر
حسن بن راشد از امام صادق علیه السلام پرسید:« آیا مسلمانان غیر از عید فطر و قربان عید دیگری هم دارند؟» فرمود:« آری، عیدی که بزرگتر و با فضیلتتر از آن دو عید است: روزی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای هدایت مردم منصوب گردید. همهی پیامبران به مردم دستور میدادند که روز معرفی وصی خود را عید بگیرند.»
حسن پرسید:« شایسته است در آن روز چه کاری انجام بدهیم؟» فرمود:« آن روز را روزه بگیر و بر محمد و آل محمد درود فراوان بفرست و از کسانی که به آنها ستم کردهاند بیزاری بجو. » حسن پرسید:« پاداش روزهدار در روز عید غدیر چیست؟» فرمود:« پاداش کسی که شصت ماه را روزه گرفته باشد.»
امام باقر (ع) فرمودند:
امام باقر (ع) فرمودند:الحَجُّ تَسكينُ القلُوبِ حجّ آرام بخش دلها استالأمالى ، طوسى ، ص 296
راهنمایی آسمانی
حضرت امام باقر (علیه السلام) به مردی به نام ابوحمزه فرمودند :«ای اباحمزه، کسی از شما که قصد سفری چند فرسخی دارد، دنبال دلیل و راهنما میگردد (تا به خطرات دچار نگردد)، و تو به راههای آسمان ناآگاهتر از راههای زمین هستی! حال، برای خود دلیل و راهنمایی بدست آور (تا در پیمودن راه بسوی خدا و آسمان ، گمراه نگردی)»(1)(اصول کافی، جلد 1، باب شناخت امام و مراجعه به او)در زمان امام محمد باقر (علیه السلام) زمینه برای نشر علوم دینی تا اندازهای فراهم شد؛ زیرا در اثر فشار بنیامیه، احادیث فقه اهل بیت (علیهم السلام) از دست رفته بود و با اینکه برای احکام هزارها حدیث لازم است، حتی از اخباری که از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوسیله صحابه نقل شده، بیش از 500 حدیث باقی نمانده بود.خلاصه اینکه در آن ایام و در نتیجه واقعه جانگداز کربلا و در اثر مساعی سی و پنج ساله امام سجاد، گروه انبوهی از شیعه به وجود آمده ولی از فقه اسلامی تهیدست بودند و چون سلطنت بنیامیه در اثر اختلافات داخلی و تنپروری و بیکفایتی رجال دولت رو به ضعف نهاده و روز به روز آثار سستی در پیکر آن ظاهر میشد، امام پنجم از فرصت استفاده فرموده به نشر علوم اهل بیت (علیهم السلام) و فقه اسلامی پرداخت و دانشمندان زیادی از مکتب خویش تحویل جامعه داد.
بر گرفته از کتاب آموزش دین، تالیف مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره)
7 ذیحجه، سالروز شهادت امام محمد بن علی الباقر (علیه السلام)را تسلیت عرض می نمایم
شهادت حضرت جواد(ع)
سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود كسى به وادى غم، ياور امام جواد شهادت حضرت جواد(ع)اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشامجانها را بهرهمند ساخت . آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده و مسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده ، تا ابد زينتبخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است . معتصم عباسى از حضرت جواد دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد . معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد ، مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مىنهد . اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياهروى دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد . امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود . چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيهكار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانى سودى نداشت . حضرت جواد (ع) فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات بيابى . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع) قولهاى ديگرى هم نقل شده است .
سلام ما به رخ انور امام جواد درود ما، به تن اطهر امام جواد
غريب بود و غريبانه جان سپرد و نبود كسى به وادى غم، ياور امام جواد
شهادت حضرت جواد(ع)اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشامجانها را بهرهمند ساخت . آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده و مسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده ، تا ابد زينتبخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است . معتصم عباسى از حضرت جواد دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد . امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد . معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند . علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد ، مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مىنهد . اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياهروى دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد . امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود . چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيهكار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانى سودى نداشت . حضرت جواد (ع) فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد . بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات بيابى . در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع) قولهاى ديگرى هم نقل شده است .
مدیحه
ارضی باقری حدادیان خلج سازور سازور طاهری طاهری طاهری واعظی واعظی
مرثیه
ارضی حدادیان عربی
پرسش از اسلام
سوال:بهاییت چگونه و از کجا آمده؟ نظریات آنها چیست؟ و علل مخالفت شیعه با آن ها چیست؟
پاسخ:بهاييت فرقهاى است كه ميرزا حسين على نورى مؤسس آن بوده است، او فرزند ميرزا عباس نورى است و در سال 1233 هـ.ق در تهران متولد گشت، او بعد از تحصيلات مقدماتى همچون پدرش كه در دستگاه "امام وردى ميرزا" از قاجاريه، سمت منشى گرى داشت، به خدمت ديوان درآمد و چون شوهر خواهرش هم منشى قنسول روس بود، با ساز و كارهاى ايجاد ارتباط با سفارت خانهها هم آشنايى پيدا كرد.[1]با ظهور و غوغاى "على محمد باب"، او و برادر ناتنىاش (يحيى صبح ازل) و تنى چند از خاندانش به باب پيوستند و آن گاه كه باب به دستور ميرزا تقى خان امير كبير در تبريز اعدام شد، يحيى صبح ازل كه 13 سال از برادرش كوچك تر بود به جانشينى باب برگزيده شد. البته ميرزا حسين على هم طبق مصالحى تسليم وى گرديد، اما پس از مدتى از اطاعتش سرپيچى نمود[2]. نخست ادعاى "مهدويت" كرد و مدعى شد كه او همان كسى است كه باب وعدهى ظهورش را داده است.[3] و با گذشت زمان بر ادعاهايش مىافزود، از ادعاى "رجعت حسينى" و "رجعت مسيحى" گرفته تا ادعاى "رسالت و شارعيت" و در نهايت، ادعاى "حلول خدا در او" با تجسد و تجسم خداوند، و دعواى "انا الهيكل الاعلى"، كه در ادامه به برخى از آنها اشاره خواهد شد.بعد از گذشت چند سالی بين دو برادر رقابت بر سر رهبرى بر "بابىها" به اوج خود رسيد و از اين روى دولت عثمانى آنها را به دادگاه كشانيد دادگاه هم دستور داد كه هر يك از برادران با گروه پيرو خود به نقطهاى كه دور از هم باشد، فرستاده شوند و "يحيى صبح ازل" به همراه يارانش به "قبرس" و حسين على و پيروانش در "عكا" كه در سرزمين فلسطين اشغالی است، اسكان داده شدند.ميرزا حسين على در عكا به زندگى خود ادامه داد و در سال 1310 هـ.ق در اثر مريضى از دنيا رفت و در همان جا به خاك سپرده شد، بعدها پسرش "عباس افندى" كه "عبدالبهاء" لقب گرفت، براى ترويج بهاييت كوششهاى فراوانى نمود و در سال 1911 م، به اروپا مسافرت نمود و توانست روابط ويژهاى با انگلستان و آمريكا برقرار نمايد.بعد از سقوط عثمانى در جنگ جهانى اوّل، عبدالبهاء كه در حيفا زندگى مىكرد، مورد حمايت انگلستان قرار گرفت و به خاطر خدمات شايانش، بالاترين نشان خدمت گذارى به انگلستان را، بعد از جنگ دريافت كرد.[4] او خود در نوشتههايش سايهى امپراطور اعظم انگلستان جرج پنجم را بر سر اقليم عربى فلسطين مستدام مىطلبد.[5]در سال 1921 م، شوقى افندى، نوهى دخترى[6] ميرزا حسين على پس از مرگ عبدالبهاء، زعامت و رهبرى بهاييان را بر عهده گرفت. او بعد از تشكيل دولت اسراييل با رييس آن، ديدار كرد و مراتب دوستى بهاييان را نسبت به كشور اسراييل و آمال و ادعيهى آنان را براى ترقى و سعادت اسراييل اظهار داشت[7]. و در پيام نوروزى خود به بهاييان در سال 1329 هـ.ق ، تحقق دولت اسراييل را مصداق وعدهى الاهى دانست.بعد از مرگ شوقى افندى در سال 1957 م، در ظاهر يك گروه 9 نفرى، موسوم به بيت العدل، كه مركز آن در حيفاى فلسطین اشغالی است، مسئوليت ادارهى بهاييان را بر عهده گرفته است.[8]رويكرد سياسى بهاييت: از مطالب گذشته اجمالاً با رويكرد سياسى عباس افندى و شوقى افندى، آشنا شديم و آنچه در اين جا لازم است بدان اشاره كنيم؛ اين است كه چنين رويكردى اختصاص به اين دو شخص نداشته، بلكه ريشه در موضعگيرى مؤسس اين فرقه دارد،خاستگاه اعتقادى بهاييت: چنان كه روشن گرديد بهاييت زاييدهى بابيت بود، اما اين كه بابيت از چه فرقهاى نشأت گرفته است، بايد گفت: بابيه زاييدهى "كشفيه" و كشفيه زاييدهى شيخيه بوده است. مؤسس شيخيه، شيخ "احمد احسائى"، بوده و به جهت اعتقاداتش، مورد تكفير علما قرار گرفت.[9] او به حجاز رفت و با آن كه حجاز در آن موقع تحت سيطرهى حكومت عثمانى قرار داشت، مورد حمايت و احترام حكّام آن جا قرار گرفت.او به سال 1241 هـ.ق در سن حدود هشتاد سالگى از دنيا رفت و بعد از او سيد كاظم رشتى به ترويج افكارش پرداخت، و فرقهى "كشفيه" را تأسيس نمود.سيد كاظم رشتى در سال 1212 هـ.ق متولد شد و در سال 1259 هـ.ق از دنيا رفت و به مدت 20 سال در ميان پيروان خود، به عنوان ركن رابع محسوب مىگشت، و معتقد بود كه حضرت مهدى (عج) در بين ماست و مبلغين خود را به اطراف مىفرستد كه مردم را آماده كنند و... .و بر اساس همين اعتقاد بود كه يكى از شاگردان بارزش به نام "على محمد باب" مدعى شد، من "باب امام زمان" هستم. البته بعدها به اين مقدار اكتفا نكرد و ادعا نمود كه او همان "مهدى موعود" است.[10]او بهشت و دوزخ صراط و ميزان و ساعت را تأويل مىنمايد و در تبيين اصل رجعت و مقام امامت و ظهور و تجسد خداوند در اولياى خود، سخنانى دارد كه تركيبى از تعبيرات غلاة و قرامطه و شيخيه است.[11] او بعضى از مناسك، مانند نماز و روزه، و قبله را تغيير داد. از احكام اوست كه:1. اگر كسى از بابىها، زنش حامله نشد، حلال است كه براى حامله شدن زن خود، از يكى از برادران بابى كمك و يارى بگيرد، و نه از غير بابى،[12]2. استمناء مباح مىباشد.[13] و... .نا گفته پیدا است که چنین مذهبی علاوه بر به دوش کشیدن ننگ وابستگی به استعمار و بیگانگان، هیچ اشتراکی با مسلمانان و شیعیان ندارد و علت مخالفت شیعه با آنان همین انحرافات فکری و اعتقادی است.--------------------------------------------------------------------------------[1] ر.ك: يحيى نورى، خاتميت پيامبر اسلام، ص 62 - 63.[2] ر.ك: دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 734، مقاله ی آقاى محمود صدرى.[3] از جمله تعليمات باب كه مورد سوء استفاده ميرزا حسين على قرار گرفت، بشارت به ظهور موعودى بود با عنوان "من يظهره اللَّه" يعنى كسى كه خدايش او را آشكار خواهد نمود. دانشنامه ی جهان اسلام، ج 4، ص 743).[4] شوقى افندى، قرن بديع، ج 3، ص 299.[5] مكاتيب، ج 3، ص 347، به نقل از كتاب خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 68.[6] او فرزند دختر عبدالبهاء بود.[7] مجله ی اخبار امرى تيرماه 1333، به نقل از دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 742.[8] ر.ك: دانشنامهى جهان اسلام، ج 4، ص 733 - 744؛ خاتميت پيامبر اسلام (ص)، ص 62 - 69.[9] مرحوم صاحب جواهر و شريف العلماى مازندرانى و... از جمله علمايى بودند كه به تكفير او رأى دادند. )خاتميت پيامبر اسلام، ص 41).[10] ر.ك: مجله ی انتظار، شماره اول، سال 1380، جعفر خوشنويس، ص 240 - 250؛ فرق و مذاهب كلامى، على ربانى گلپايگانى، ص 336 - 342؛ براى آشنايى بيشتر با فرقه ی شيخيه رجوع شود به: حياة شيخ احمد احسائى، تأليف فرزند شيخ احمد؛ تاريخ نبيل، زرندى؛ ردّ شيخيه، محمد بن سيد صالح قزوينى موسوى؛ اسرار پيدايش شيخيه، بابيه، بهاييه، محمد كاظم خالصى؛ كشف المراد (بررسى عقايد شيخيه)، الف حكيم هاشمى.[11] خاتميت پيامبر اسلام، ص 58.[12] بيان، باب خامس عشراز واحد هشتم.[13] بيان، باب عاشر از واحد هشتم.
خانه مهدى(عج) كجاست؟
بسيارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند. براى روشن شدن اين پرسش بايد محل سكونت امام زمان - عليه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:1 . دوران پدر بدون شك محل ولادت امام مهدى - عليه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - عليه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزيست . حكيمه خاتون، دختر امام جواد - عليه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را در خانه امام عسكرى - عليه السلام - مشاهده كرد . برخى از ياران امام مانند احمد بن اسحاق نيز وى را همان جا ديدهاند . امام در يكى از ملاقاتهايش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بيرون آمد . (1) روزى يعقوب بن منقوش پرسيد: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشريف - را ديد . مهدى - عليه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2) امام عسگرى، در دقايق پايانى عمر، به عقيد خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . اين روايات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشريف - در حال حيات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت . 2 . غيبت صغرا امام، در دوران 74 ساله غيبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زيرا چهار نايب خاصى كه با وى رابطه مستقيم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دريافت مىكردند . امام صادق - عليه السلام - مىفرمايد: براى حضرت قائم دو غيبت است: يكى كوتاه و ديگرى طولانى . در غيبت اول، كسى جز خواص شيعيان وى، جايگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نايبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند . 3 . غيبت كبرا درباره محل اقامت امام در دوران غيبت كبرا نمىتوان به طور دقيق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: نيكوترين منزل مدينه است . (5) علامه مجلسى نيز مىگويد: همين جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدينه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - عليه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما بايد گفت هيچ كس به محل دقيق سكونت امام مهدى - عليه السلام - راه پيدا نمىكند; زيرا امام عصر به ابراهيم بن مهزيار فرمود: پدرم از من پيمان گرفته در سرزمينى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نيرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسيده و گمراه، نهان و مصون باشم . اين پيمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ريگزارها و سرزمينهاى مورد اطمينان افكنده است . (8) برخى احتمال مىدهند امام در يكى از جزاير دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزيره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نيز با منطبق دانستن اوصاف اين جزيره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشريف - مىدانند; زيرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار اين مثلث توفيق نيافته است. بىترديد اين نظر نادرست مىنمايد . (9) به استناد برخى از روايات، امام عصر - عجل الله فرجه الشريف - در زمان غيبت كبرا در همه جا حضور مىيابد، و يوسف وار به طور ناشناس ميان مردم رفت و آمد مىكند . هيچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به يوسف صديق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10) بر اساس روايت امام صادق - عليه السلام - ، يكى از جاهايى كه امام عصر - عج الله فرجه الشريف - حضور مىيابد، صحراى عرفات در ايام حج است . عبيد بن زراره گفت: از امام صادق - عليه السلام - چنين شنيدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبينند . او در روزهاى حج مردم را مىبيند ولى مردم او را نمىبينند . (11) محمد بن عثمان، يكى از نواب اربعه، نيز در اين باره مىگويد: والله ان صاحب هذا الامر يحضر الموسم كل سنة فيرى الناس و يعرفهم و يرونه و لايعرفونه; به خدا سوگند، صاحب اين امر همه ساله در مراسم حجحضور پيدا مىكند . مردم را مىبيند و مىشناسد; ولى مردم - با اينكه او را مىبينند - نمىشناسند . (12) 4 . عصر ظهور امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پيامبر در اين مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهيم و ادريس و خضر بوده است. (14) امام صادق - عليه السلام - به ابوبصير فرمود: اى ابامحمد، گويا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبينم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد. ابوبصير پرسيد: آيا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟ حضرت فرمود: آرى، اين مسجد منزل حضرت ادريس است. خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه در اين مسجد نماز گزارد . هر كس در اين مسجد بماند، مانند آن است كه در خيمه رسول خدا اقامت كرده است . هيچ مرد و زن مؤمنى نيست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نيست مگر آن كه فرشتگان به اين مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15) ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه اين مسجد سه مقام، با اعمال ويژه، واقع شده است . كه اين مقامها به حضرت ابراهيم و ادريس و خضر منسوبند. -------------------پى نوشتها: 1) بشارة الاسلام . 2) اثبات الهداة، ج 3، ص 415 . 3) غيبه، شيخ توسى، ص 165 . 4) بحارالانوار، ج 52، ص 155 . 5) همان، ص 153 . 6) همان، ص 158 . 7) تفسير عياشى ج 2، ص 56 . 8) با خورشيد سامرا، ص 82 . 9) براى آگاهى بيشتر به كتاب جزيره خضرا، افسانه يا واقعيت مراجعه شود . 10) همان، ص 154 . 11) كافى، ج 1، ص 337 . 12) بحارالانوار، ج 52، ص 152 . 13) اين مسجد در چند كيلومترى شهر كوفه قرار دارد . 14) بحارالانوار، ج 52، ص 317 . 15) همان . منبع:مجله پرسمان، پيش شماره 3
آغاز و پایان جهان در قرآن کریم
آغاز و پایان جهان در قرآن کریمقسمت دوم و پاياني
● نظریه های علمی: مطالعه این چند آیه پشت سر هم نشان دهنده آن است که حقایق علمی دیگری در قرآن وجود دارد. خداوند در این آیه ها به ما می گوید که سیاره ای بسیار یگانه برای ما آفریده است که دارای جرم و اندازه معینی است و آسمان آن به عنوان سپر برای ما است و از حیات ما مراقبت می کند. او همچنین برای ما راه هایی را مهیا کرد تا از آن ها عبور کنیم. او همچنین اشاره می کند که با حرکت خورشید و ماه، طول روز و شب مشخصی را برای ما فراهم می کند. بنابراین اعلامی است در مورد این که نظم موجود در این دنیا بر اساس خواسته او است. به منظور فهمیدن علم خداوند در مورد خلقت زمین ما و جو یکتایش بهتر است نگاهی به سیارات دیگر بیاندازیم. اجازه دهید با سیاره ای به نام عطارد( با ضمه بر روی کلمه ع) شروع کنیم. این سیاره کوچک ترین سیاره منظومه شمسی است و به زمین نزدیک است اما به خورشید نزدیک تر می باشد. جرمش کم تر از جرم زمین است و قدرت جاذبه اش یک سوم قدرت جاذبه زمین است. بنابر این ما نمی توانیم بر روی این سیاره زندگی کنیم زیرا نمی تواند جو مشابهی مانند زمین را به خود بگیرد. چون دارای جو مناسبی نیست پس نمی تواند در مقابل سنگ های آسمانی از خود دفاع کند و نیز نمی تواند تشعشعات مضر خورشید را دفع کند. سطح چنین سیاره ای به خاطر برخورد اجرام دارای فرورفتگی های زیادی است و نمی تواند برای حرکت انسان مفید باشد. ساختار عطارد، گردش و طول روز آن را تحت تاثیر قرار داده است و یک روز آن معادل ۸۸ روز زمینی است و این باعث می شود تا دمای آن در روز به ۴۰۰ درجه سانتی گراد و در شب به ۱۸۰- سانتی گراد برسد بنابراین هیچ اثری از حیات و آب در آن پیدا نمی شود.
سیاره دیگر ونوس می باشد که سرد ترین سیاره منظومه شمسی است و جرم و حجمش تقریبا مشابه زمین است ولی به خورشید نزدیک تر است. چون جرم مشابه زمین دارد، جاذبه اش نیز مشابه زمین است و توانایی مشابه زمین در نگه داشتن جو دارد. ولی جو آن از گاز سنگینی به نام دی اکسید کربن تشکیل شده است و ابر هایش از بخار اسید سولفوریک تشکیل شده است. چون دی اکسید کربن گازی سنگین است بنابراین تشعشعات خورشیدی را بسیار جذب می کند و جو سیاره به خاطر همین بسیار داغ می گردد. ابر های اسیدی آن باران های اسیدی ایجاد می کنند که سطح آن نرم می کند و برای حرکت مناسب نمی باشد. روز آن نیز معادل ۲۴۳ روز زمینی است. به خاطر نزدیکی اش به زمین و روز بلندش، دمای آن در روز به ۴۵۰ درجه سانتی گراد و فشار جوش به ۹۰ بار می رسد. با وجود چنین شرایطی وجود آب و حیات روی آن غیر ممکن است. با نگاه به مریخ همسایه ما، می بینیم که طول روز مشابه زمین دارد اما جو آن از دی اکسید کربن تشکیل شده است و فشار آن نیز بسیار کم است. چون مریخ از خورشید دور تر است حداکثر دمای آن ۴۰- است و بیشتر مواقع به ۱۲۳- درجه سانتی گراد می رسد. در چنین دمای پایینی محتویات آب سیاره به حالت جامد است و هیچ علایمی از حیات در آن دیده نمی شود( البته تا آن موقع که این مقاله نوشته شده است حیاتی در مریخ یافت نشده و ممکن است حیات به صورت موجودات ذره بینی در بعضی از مکان های آن که دارای شرایط خاصی است پیدا شود ولی هیچ گاه تنوع میلیون ها گونه موجودات روی زمین را که در هوا و خشکی و دریا هستند پیدا نمی کند. مترجم)
با نگاهی به تعدادی از سیارات منظومه شمسی، مفهوم این آیه های نورانی را بهتر درک می کنیم. زمین ما به گونه ای طراحی شده است تا آب را در حالت مایع در خود نگه دارد و با نظمی بسیار پیچیده تحت فرمان الهی حیات را در آن زنده نگه دارد. جو زمین به گونه ای طراحی شده است تا با دو گاز عمده اکسیژن و نیتروژن که در آن است مانند یک سقف برای ما عمل کند. این گاز ها تمامی تشعشعات خورشید را جذب نمی کنند و آن را از خود عبور می دهند تا محیط را برای رشد موجودات فراهم کنند. بنابراین جو زمین دارای ترکیباتی است که برای زمین مانند یک سقف محافظ عمل می کند. این جو همچنین زمین را در مقابل شهاب سنگ ها محافظت می کند و در هنگام برخورد آن ها به جو به علت اصطکاک زیادی که ایجاد می شود می سوزند. لایه ازن موجود در جو نیز تشعشعات مضر را دفع می کند. پایداری زمین به خاطر جرم و مساحت آن است که با دقت بسیاری تنظیم شده است. جرم محتویات هسته زمین باعث می شود که جاذبه معینی داشته باشد و در نتیجه جو خود را حفظ کند و در عین حال دارای فشار، دما و رطوبت مخصوصی باشد. شرایط ایجاد شده توسط این جو زندگی را برای همه موجودات ممکن می سازد. گردش معین زمین به دو خود و به دور خورشید باعث می شود تا جاذبه مناسبی روی زمین به وجود بیاید و همه موجودات بتوانند به راحتی روی زمین راه بروند. فاصله معین از خورشید و گردش مخصوص زمین باعث ایجاد درجه معینی از انحراف گردش زمین به دور محور خودش به نسبت گردش حول خورشید می شود در نتیجه میدان مغناطیسی ایجاد می کند که بر روی تمامی موجودات زنده تاثیر می گذارد. مسلما با وجود چنین انحرافی، ما دارای شرایط آب و هوایی متفاوت در چهار فصل هستیم.
با نگاهی به سیاره خودمان و دیگر سیارات منظومه شمسی، ناچار به اقرار به این موضوع هستیم که زمین همان طور که خداوند می گوید دارای محیطی خاص برای زندگی ما است. آیا کسی می تواند ادعا کند که طبیعت (به طور تصادفی) این امکانات را برای ما به وجود آورده است؟ یا کسی می تواند بگوید که حضرت محمد ( صل الله علیه و آله) خودش این آیه ها را در بیش از ۱۴ قرن پیش نوشته است؟ بعد از تشریح روند شروع خلقت توسط آیه ۳۰، خداوند در آیه ۱۰۴ در پایان سوره به ما در مورد پایان این جهان یا روز رستاخیز سخن می گوید. "روزی که آسمان را در هم بپیچیم مانند در هم پیچاندن طومار، مانند کاری که در ابتدای خلقت انجام دادیم، همان طور که خلقت را آغاز کردیم، آن را باز می گردانیم، همان طور که پیمان داده بودیم و بر ما است که این کار را انجام دهیم." بررسی علمی: در این آیه خداوند روند پایان حیات را توضیح می دهد. از رَتْقً شروع شد. بنابراین پایان این جهان، بازگشتش خواهد بود به ابتدایش، به همان گونه ای که شروع شده بود. خداوند می گوید که تمام آسمان ها را در هم می پیچد و آن ها را مانند ابتدایش که رَتْقً بود می کند. این جملات بیانگر عظمت خداوند هستند. خداوند می فرمایند که آسمان ها را روی هم قرار می دهد( در هم می پیچد) همانند بستن صفحات یک کتاب. بر اساس نظریه های علمی، دانشمندان عقیده دارند که چنین اتفاقی در انتظار جهان است. این دانشمندان می گویند که بعد از انبساط پیوسته جهان، طی یک روند خود انقباضی منهدم می شود. این به خاطر محدودیت مواد موجود در جهان است که دیگر قادر به انبساط بیشتر نمی باشد. بنابراین این مواد منقبض می شوند و اندازه جهان به مقدار اولیه اش بر می گردد. بنابراین دانش در انطباق کامل با قرآن است. اما قرآن می گوید که این خواسته خداوند است ولی دانشمندان در نظریه هایشان می گویند که خواسته طبیعت است چون دارای شعور می باشد. ( البته کل کیهان سیستمی با شعور است و تمامی اجزایش طبق گفته قرآ