پیغام مدیر : هر روز با ما باشید با مطالبی خوب و خواندنی جدید و هزار مطالب زیبای دیگر .. گلچین روز از بهترین سایت ها ووب سایت های خوب با مطالب جذاب و خواندنی از سراسر دنیا در موضوعات مختلف علمی ، دینی, تاریخی, سرگرمی، نرم افزار و خیلی چیزهای دیگر. اگر در مورد مطلبی اطلاعات می خواهید یا اینکه دنبال چیزی می گردید در قسمت نظرات آنرا در خواست کنید. مطالب عنوان شده صرفا نظرات شخصی من بوده و یا مطالبی بوده که من با آنها موافق بوده ام و دلیلی بر صحت تمامی مطالب نمی باشد. امید وارم استفاده لازم را ببرید ممنون.. hlgole@yahoo.com (lorestani)
<%FriendUsername%>
پشتیبانی Blogtak.com اضافه کردن اينوبلاگ به منو Favorites منوي اصلي نويسندگان 1000gol sajadlorestani lorestani110 موضوعات دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی لینک ها هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com ارسال برای دیگران پرسش از اسلام پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر شرط کرده است؟ اما برای مرد ها چنین شرطی قرار نداده است؟ سوال:من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟ پاسخ: اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است اما ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. از نظر اسلام صحت ازدواج موقت دارای شرایطی است،[1] از جمله این که عقد نكاح (موقت يا دائم) با دختر باكره مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدري است؛ ولي اگر باكره نباشد و يا پدر و جد پدري نداشته باشد، نيازي به اجازه نيست. [2]در این میان حضرت آیت الله العظمی نورى همدانی می فرماید: بنا بر أقوى اجازه پدر يا جدّ پدرى لازم نيست، هر چند كه بهتر آن است كه بدون نظر و اجازۀ آنها اقدام به ازدواج نكند. ولى ازدواج باكرهاى كه به حدّ رشد و تشخيص مصلحت نرسيده است، بدون اجازه پدر يا جدّ، صحيح نيست[3].پس همان طور كه ملاحظه مي فرمائيد برخي از مراجع رشيده بودن دختر را كافي نمي دانند، و اذن پدر را به آن ضمیمه می کنند، اما عده اي آن را كافي مي دانند.رشيده به دختري گفته مي شودكه مصلحت خود را تشخيص مي دهد و به دور از فشار، هيجانات و تحريكات شهواني تصميم مي گيرد و به آينده ی خود و خانواده و حيثيت خانوادگي توجه دارد. اما دختري كه از بلوغ عقلي برخوردار نيست و نمي تواند راجع به آينده تصميم بگيرد و خير و صلاح خود و خانواده اش را نمي داند، هر چند سنّش زياد باشد، رشيده نخواهد بود و بدون اذن پدر يا جد پدري نمي تواند ازدواج كند.گفتني است اكثر فقها (از جمله آنانی که اجازه پدر را شرط می دانند) در اين مسئله اتفاق نظر دارند در مواردی که پدر و جدّ پدري غايب باشند به طوري كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نياز مبرم به ازدواج داشته باشد، یا همسر مناسبى براى دختر پيدا شده كه شرعاً و عرفاً هم كفو اوست و پدر و جد پدرى، بدون جهت مانع مىشوند و سخت گيرى مىكنند، لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرد. [4][5]اما این که چرا اسلام اجازۀ پدر را شرط دانسته است؟ استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به اين جهت بود چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي داند؟ اين مطالب فلسفۀ ديگری دارد كه به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچیگری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت. آنچه مرد را مي لغزاند و از پا در میآورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است. اما آن چيزی كه زن را از پا در میآورد و اسير میكند اينست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همين جاست .زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور مي كند. پروفسور ريك، روانشناس آمريكائی مي گويد : بهترين جملهای كه يكمرد مي تواند به زنی بگويد، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است. همو مي گويد: "خوشبختی برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر"[6]. رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. آن حضرت میفرمايد: "سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بيرون نمیرود"[7].مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده مي كنند. دام "عزيزم ،از عشق تو مي ميرم" برای شكار دخترانی كه دربارۀ مردان تجربهای ندارند بهترين دامها است. اينجاست كه لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش كه از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي خواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند. در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختيار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانيم آنهم بشرط اين كه پدر سوء نيت يا كج سليقگی خاصی كه مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عيبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتی است كه قانون برای حفظ زنِِ تجربه نكرده، كرده است و ناشی از نوعی سوء ظن بطبيعت مرد است.[8]با این توضیحات استاد، یکی از حکمت های مهم این حکم روشن شد که ممکن است در اینجا علت ها و حکمت های دیگری نیز وجود داشته باشد.در در پایان به این نکته توجه می دهیم که جوانان و مخصوصا دختران جوان باید از مشکلات بزرگی که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است عبرت بگیرند. چه بسیار جوانانی که در بهار زندگی خود با عشقی خالص دل به هم بستند و بعد از مدتی با فرو نشستن هیجان شدیدشان با زندگی واقعی و آینده ای مبهم روبرو شدند. باید مراقب بود به دلیل خواسته های عجولانه یک عمر زندگی با صفا و صمیمیت در آغوش گرم یک خانواده مستحکم و همیشگی را از دست نداد.برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:1. نمايه: ازدواج موقت با دختر باكره، سؤال 610 (سایت: ۶۶۷).2. نمایه: ازدواج موقت بهترین راه حل، سؤال 695 (سایت: ۷۴۳).3. نمایه: شرط صحت در ازدواج موقت، سؤال. 1290 (سایت: ۱۲۷۵).4. نمايه: شرط اجازه در ازدواج موقت با دختر باکره، سؤال 1239 (سایت: ۱۲۲۶).-------------------------------------------[1] سوال 1290 (سایت: ۱۲۷۵).[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ص 387 مسئلهء 2376.[3]همان.[4] فاضل، نورى، بهجت، سيستانى، مكارم. نک: همان.[5] سوال 1483 (سایت: ۱۵۳۰).[6] مجله زن روز شماره 90 .[7] الكافي، ج5 ، ص569.[8] نظام حقوقی زن در اسلام ص 93. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 02:52مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 1 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران معجزه قرآن، دانشمند آمریکایی رامسلمان کرد معجزه قرآن، دانشمند آمریکایی رامسلمان کرد معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است . زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت. معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است . دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند . یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ". زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت. پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد . براون شهادتین را گفت و مسلمان شد . نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران آیا نامرئی شدن عادی می شود؟ آیا نامرئی شدن عادی می شود؟ میل به نامرئی شدن همواره در طول تاریخ با بشر بوده است و تنها به سنین کودکی محدود نبوده و بسیاری از دانشمندان وقت، عمر خود را صرف کشف معجون یا ابزارهایی کردند که به مدد آن بتوانند از دید حاضران و اطرافیان ناپدید شوند. اگر اندکی به ذهن و حافظه خود فشار بیاورید و به دوران خوش کودکی باز گردید، بی تردید به یاد خواهید آورد که یکی از محبوب ترین بازیهای بچه های عصر ماقبل پلی استیشن، بازی معروف «قایم باشک» بود. همیشه بچه هایی که به این بازی می پرداختند آرزو داشتند نامرئی شوند و کسی که چشم گذاشته نتواند آنها را پیدا کند تا در دور بعدی بازی خودشان مجبور به گشتن دنبال سایر بچه ها نباشند. میل به نامرئی شدن همواره در طول تاریخ با بشر بوده است و تنها به سنین کودکی محدود نبوده و بسیاری از دانشمندان وقت، عمر خود را صرف کشف معجون یا ابزارهایی کردند که به مدد آن بتوانند از دید حاضران و اطرافیان ناپدید شوند. اما همواره نتیجه به دست آمده یکی بوده و این گونه افراد تنها با حسرت فرصتهای تلف شده به پایان عمر خود رسیده اند. اما از قرار معلوم این رؤیای قدیمی به نوعی در حال تحقق است و شاید در سالهایی نه چندان دور، نامرئی بودن هم به امری عادی و طبیعی تبدیل شود. محاسبه های جدید نشان می دهد به چه طریقی یک «تونل کرم» الکترومغناطیسی را می توان ساخت، لوله ای از طرفین نامرئی بوده و این امکان را به وجود می آورد که نور در حال تابیدن از مرکز آن دیده نشود. این مفهوم نوین پیچش و تغییری بنیادین در شنل کروی شکل نامرئی سازی است که سال گذشته مطرح شده بود. این ابزار از جنس مواد «فراماده» (متامتریال) ساخته خواهد شد و برای طراحی و اجرای آن از تعداد بسیار زیادی حلقه های فلزی - یا دیگر اشکال - استفاده می گردد. این حلقه ها نور را به شیوه ای غیرعادی دچار شکست می کنند. پوسته ای توخالی از جنس مواد فراماده می تواند بدون کاهش سرعت نور، فرکانس واحد از نور را به دور فضای اطراف خویش به وجود آورده و باعث می شود در همان فرکانس، آن منطقه را برای جهان بیرون نامرئی سازد. اما به عقیده برخی از محققان، این شیوه ناپدیدسازی دارای مشکلاتی است که ابتدا باید آنها را رفع کرد تا بتوان به طور عملی از این تونل نامرئی کننده استفاده نمود. مهمترین مسأله نور مورد استفاده در این روش نامرئی سازی است و چنانچه نور به داخل تونل نرسد، دستگاه قادر به نامرئی سازی نیست. به همین خاطر، محققان دانشگاه «راچستر» برای غلبه بر این مشکل تدبیری اندیشیده و راه حلی برای آن یافته اند. این محققان در مقاله ای طولانی توضیح داده اند ترفند پیچاندن نور تنها برای لوله های سرگشاده ای که در دو طرف آن منبع نور وجود داشته باشد کارگر است. زمانی که مستقیماً داخل را نگاه کنید نور به وضوح قابل مشاهده است، اما زمانی که از طرفین نگاه می کنید طوری به نظر می آید که انگار نور از جایی نامعلوم می آید و هنگامی که به اطراف و جوانب فرستاده می شود به راحتی حالت نامرئی شدن استوانه به وجود می آید. ایده ای که برای این معضل به کار گرفته شده مشابه همان ایده ای است که برای ارتباط و وصل کردن دو نقطه دور از هم در زمان فضایی است و به همین خاطر نام حفره کرم خوردگی نیز برای این تونل نامرئی کننده جدید انتخاب شده است. محققان «راچستر» با استفاده از امواج الکترومغناطیس فضا را تغییر داده اند. با استفاده از این روش می توان ارتباط و اتصالی ناپیدا و پنهانی میان دو نقطه از فضا به وجود آورد که کشف بسیار جالب و هیجان انگیزی است و عبور از مرزهای زمان و فضا را برای انسان امکان پذیر می کند. البته به عقیده محققان دانشگاه «راچستر» ساخت عملی تونل نامرئی کننده به خوش بینی شما بستگی دارد، اما محاسبه هایی که بارها دقت آنها مورد آزمایش و تأیید قرار گرفته، ساخت آن را عملی اعلام کرده اند. سال گذشته گروهی از محققان دانشگاه دوک، شنل نامرئی کننده ناقصی را در معرض دید عموم قرار دادند که امواج مایکرو ویو را به دور دیسکی از حلقه های مسی به وجود می آورد. اما هم اکنون محققان در تلاشند با استفاده از فراماده این کار را انجام داده و امواج نور را در جهات مختلف به گونه ای بشکنند که شیء میان آنها مشاهده نشود. به هر روی ساخت چنین دستگاه هایی امکان پذیر خواهد شد، چون فناوری نوین و پیشرفته روز به روز موارد غیرممکنی را از فهرست چیزهای غیرقابل دسترس حذف می کند. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران پرسش از اسلام پرسش از اسلام پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com سوال:معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟ پاسخ:برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمانهاي هفتگانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمينهاي هفتگانه آمده است[3] .نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]نکته ی سوم. آسمان در قرآنكلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:الف. آسمان ماديقرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخههاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برجها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]ب. آسمان به معناي معنوي:قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير ميكند».[9]2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزيتان و آن چه به شما وعده داده ميشود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار ميرود.الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار ميرود.ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار ميرود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال دادهاند.الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:1. آسمانهاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمينهاي زيادي (كرههاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آنها در فضا شناور و معلق هستند.2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليمها را خلق كرد.3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشانها از نظر علمي وجود دارد؛ نميتوان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح ميشود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي ميباشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريهاي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.براي مطالعه بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه نماييد:1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134. 2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234. 3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]--------------------------------------------------------------------------------[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود ميآيد».[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء[6] ابراهيم، آية 24.[7] ق، آية 9[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134. [11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بيتا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142. [15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 07:57مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران ترجمه اذان و اقامه ترجمه اذان و اقامه "الله اكبر" يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند. "اشهد ان لا اله الا الله" يعنى شهادت مىدهم كه غير خدايى كه يكتا و بىهمتا است، خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست. "اشهد ان محمدا رسول الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلم، پيغمبر و فرستاده خدا است. "اشهد ان عليا امير المؤمنين ولى الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت على عليه الصلاة و السلام، امير المؤمنين و ولى خدا بر همه خلق است. "حى على الصلاه"يعنى بشتاب براى نماز. "حى على الفلاح" يعنى بشتاب براى رستگارى. "حى على خيرالعمل" يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است. "قد قامت الصلاه" يعنى به تحقيق نماز برپا شد. "لا اله الا الله" يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا و بىهمتا است. ٩٢٠ بين جملههاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود. و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد. ٩٢١ اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد، چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازه خوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد حرام است، و اگر غنا نشود مكروه مىباشد. ٩٢٢ در پنج نماز اذان ساقط مىشود : اول: نماز عصر روز جمعه. دوم:نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذىحجه است. سوم: نماز عشاى شب عيد قربان براى كسى كه در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاى زن مستحاضه. پنجم:نماز عصر و عشاى كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند. و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مىشود كه با نماز قبلى فاصله نشود، يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد. ٩٢٣ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مىخواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد. ٩٢٤ اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده،تا وقتى كه صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده نمىتواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد، در صورتى كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد. ٩٢٥ در جايى كه عدهاى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده وصفها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مىشود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مىشود: اول: آنكه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آنكه نماز جماعت باطل نباشد. سوم: آنكه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد. پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد. ٩٢٦ اگر در شرط دوم از شرطهايى كه در مساله پيش گفته شده شك كند يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولى اگردر يكى از دو شرط ديگر شك كند، مستحب است اذان و اقامه بگويد. ٩٢٧ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مىشنود، مستحب است هر قسمتى را كه مىشنود بگويد. ولى در حكايت اقامه كه از ديگرى بشنود از "حى على الصلاة" تا "حى على خير العمل" را به اميد ثواب بگويد. ٩٢٨ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مىخواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد،مىتواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد. ٩٢٩ اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از او ساقط نمىشود. بلكهاگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد. ٩٣٠ اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد، كافى است. ٩٣١ اقامه بايد بعد از اذان گفته شود. و اگر قبل از اذان بگويند، صحيح نيست. ٩٣٢ اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا "حى على الفلاح" را پيش از "حى على الصلاة" بگويد، بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده دوباره بگويد. ٩٣٣ بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد. و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد. و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد. ٩٣٤ اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود. پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست. ٩٣٥ اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد، باطل است. ٩٣٦ اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد.ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست. ٩٣٧ اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد.ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن استگفته يا نه، گفتن آن لازم نيست. ٩٣٨ مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جملههاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند. ٩٣٩ مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهستهتر بگويد، و جملههاى آن را به هم نچسباند. ولى به اندازهاى كه بين جملههاى اذان فاصله مىدهد، بين جملههاى اقامه فاصله ندهد. ٩٤٠ مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند. ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد. ٩٤١ مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مىكنند، عادل و وقتشناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد. منبع : گروه درسی قرآن quran-dept.talif.sch.ir نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 06:11مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران ترجمه سوره حمد ترجمه سوره حمد «بسم الله الرحمن الرحيم» يعنى ابتدا مىكنم بنام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مىكند و در آخرت بر مؤمن رحم مىنمايد. «الحمد لله رب العالمين» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است.«الرحمن الرحيم» يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مىكند.«مالك يوم الدين» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «اياك نعبد و اياك نستعين» يعنى فقط تو را عبادت مىكنيم و فقط از تو كمك مىخواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم» يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است. «صراط الذين انعمت عليهم» يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. «غير المغضوب عليهم و لا الضالين» يعنى نه به راه كسانى كه غضب كردهاى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند. بسم الله الرحمن الرحيم: «قل هو الله احد»، يعنى بگو اى محمد (ص) كه خداوند، خدايى استيگانه. «الله الصمد»، يعنى خدايى كه از تمام موجودات بىنياز است. « لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند كسى نيست. «و لم يكن له كفوا احد»، يعنى هيچ كس از مخلوقات مثل او نيست. «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سبحان ربى الاعلى و بحمده» يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مىباشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سمع الله لمن حمده»، يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مىكند. «استغفر الله ربى و اتوب اليه»، يعنى طلب آمرزش و مغفرت مىكنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مىنمايم. «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»، يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمىخيزم و مىنشينم. «لا اله الا الله الحليم الكريم»، يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه صاحب حلم و كرم است. «لا اله الا الله العلى العظيم» يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه بلند مرتبه و بزرگ است. «سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع»، يعنى پاك و منزه استخداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. «و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم»، يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. «و الحمد لله رب العالمين»،يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است. «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»، يعنى پاك و منزه استخداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى بىهمتا. و بزرگتر است از اينكه او را وصف كنند. «الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له»، يعنى ستايش،مخصوص پروردگار است و شهادت مىدهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است و شريك ندارد. «و اشهد ان محمدا عبده و رسوله»، يعنى شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست. «اللهم صل على محمد و آلمحمد»، يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. «و تقبل شفاعته و ارفع درجته» يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن. «السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد. «السلام علينا و على عباد الله الصالحين»، يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد. ١١٢٢ مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آنكه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشدولى بهتر است چيزهايى را كه در كتابهاى دعا دستور دادهاند بخواند و از تعقيبهايى كه خيلى سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها است كه بايد به اين ترتيب گفته شود: ٣٤ مرتبه «الله اكبر»، ٣٣ مرتبه «الحمد لله»، ٣٣ مرتبه «سبحان الله» و مىشود «سبحان الله» را پيش از «الحمد الله» گفت ولى بهتر است بعد از «الحمد الله» گفته شود. ١١٢٣ مستحب است بعد از نماز سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يك مرتبه «شكرا لله» يا «شكرا» يا «عفوا» بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مىرسد يا بلائى از او دور مىشود سجده شكر بجا آورد. ١١٢٤ هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد. ١١٢٥ موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد. و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 06:11مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران قرائت نماز قرائت ٩٧٨ در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند. ٩٧٩ اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند. و اگر در كارى عجله داشته باشد، مىتواند سوره را نخواند. ٩٨٠ اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند. ٩٨١ اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است. ٩٨٢ اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند. ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
Blogtak.com
اضافه کردن اينوبلاگ به منو Favorites
منوي اصلي نويسندگان 1000gol sajadlorestani lorestani110 موضوعات دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی لینک ها هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com ارسال برای دیگران پرسش از اسلام پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر شرط کرده است؟ اما برای مرد ها چنین شرطی قرار نداده است؟ سوال:من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟ پاسخ: اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است اما ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. از نظر اسلام صحت ازدواج موقت دارای شرایطی است،[1] از جمله این که عقد نكاح (موقت يا دائم) با دختر باكره مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدري است؛ ولي اگر باكره نباشد و يا پدر و جد پدري نداشته باشد، نيازي به اجازه نيست. [2]در این میان حضرت آیت الله العظمی نورى همدانی می فرماید: بنا بر أقوى اجازه پدر يا جدّ پدرى لازم نيست، هر چند كه بهتر آن است كه بدون نظر و اجازۀ آنها اقدام به ازدواج نكند. ولى ازدواج باكرهاى كه به حدّ رشد و تشخيص مصلحت نرسيده است، بدون اجازه پدر يا جدّ، صحيح نيست[3].پس همان طور كه ملاحظه مي فرمائيد برخي از مراجع رشيده بودن دختر را كافي نمي دانند، و اذن پدر را به آن ضمیمه می کنند، اما عده اي آن را كافي مي دانند.رشيده به دختري گفته مي شودكه مصلحت خود را تشخيص مي دهد و به دور از فشار، هيجانات و تحريكات شهواني تصميم مي گيرد و به آينده ی خود و خانواده و حيثيت خانوادگي توجه دارد. اما دختري كه از بلوغ عقلي برخوردار نيست و نمي تواند راجع به آينده تصميم بگيرد و خير و صلاح خود و خانواده اش را نمي داند، هر چند سنّش زياد باشد، رشيده نخواهد بود و بدون اذن پدر يا جد پدري نمي تواند ازدواج كند.گفتني است اكثر فقها (از جمله آنانی که اجازه پدر را شرط می دانند) در اين مسئله اتفاق نظر دارند در مواردی که پدر و جدّ پدري غايب باشند به طوري كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نياز مبرم به ازدواج داشته باشد، یا همسر مناسبى براى دختر پيدا شده كه شرعاً و عرفاً هم كفو اوست و پدر و جد پدرى، بدون جهت مانع مىشوند و سخت گيرى مىكنند، لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرد. [4][5]اما این که چرا اسلام اجازۀ پدر را شرط دانسته است؟ استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به اين جهت بود چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي داند؟ اين مطالب فلسفۀ ديگری دارد كه به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچیگری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت. آنچه مرد را مي لغزاند و از پا در میآورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است. اما آن چيزی كه زن را از پا در میآورد و اسير میكند اينست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همين جاست .زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور مي كند. پروفسور ريك، روانشناس آمريكائی مي گويد : بهترين جملهای كه يكمرد مي تواند به زنی بگويد، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است. همو مي گويد: "خوشبختی برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر"[6]. رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. آن حضرت میفرمايد: "سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بيرون نمیرود"[7].مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده مي كنند. دام "عزيزم ،از عشق تو مي ميرم" برای شكار دخترانی كه دربارۀ مردان تجربهای ندارند بهترين دامها است. اينجاست كه لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش كه از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي خواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند. در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختيار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانيم آنهم بشرط اين كه پدر سوء نيت يا كج سليقگی خاصی كه مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عيبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتی است كه قانون برای حفظ زنِِ تجربه نكرده، كرده است و ناشی از نوعی سوء ظن بطبيعت مرد است.[8]با این توضیحات استاد، یکی از حکمت های مهم این حکم روشن شد که ممکن است در اینجا علت ها و حکمت های دیگری نیز وجود داشته باشد.در در پایان به این نکته توجه می دهیم که جوانان و مخصوصا دختران جوان باید از مشکلات بزرگی که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است عبرت بگیرند. چه بسیار جوانانی که در بهار زندگی خود با عشقی خالص دل به هم بستند و بعد از مدتی با فرو نشستن هیجان شدیدشان با زندگی واقعی و آینده ای مبهم روبرو شدند. باید مراقب بود به دلیل خواسته های عجولانه یک عمر زندگی با صفا و صمیمیت در آغوش گرم یک خانواده مستحکم و همیشگی را از دست نداد.برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:1. نمايه: ازدواج موقت با دختر باكره، سؤال 610 (سایت: ۶۶۷).2. نمایه: ازدواج موقت بهترین راه حل، سؤال 695 (سایت: ۷۴۳).3. نمایه: شرط صحت در ازدواج موقت، سؤال. 1290 (سایت: ۱۲۷۵).4. نمايه: شرط اجازه در ازدواج موقت با دختر باکره، سؤال 1239 (سایت: ۱۲۲۶).-------------------------------------------[1] سوال 1290 (سایت: ۱۲۷۵).[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ص 387 مسئلهء 2376.[3]همان.[4] فاضل، نورى، بهجت، سيستانى، مكارم. نک: همان.[5] سوال 1483 (سایت: ۱۵۳۰).[6] مجله زن روز شماره 90 .[7] الكافي، ج5 ، ص569.[8] نظام حقوقی زن در اسلام ص 93. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 02:52مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 1 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران معجزه قرآن، دانشمند آمریکایی رامسلمان کرد معجزه قرآن، دانشمند آمریکایی رامسلمان کرد معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است . زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت. معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است . دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند . یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ". زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت. پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد . براون شهادتین را گفت و مسلمان شد . نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران آیا نامرئی شدن عادی می شود؟ آیا نامرئی شدن عادی می شود؟ میل به نامرئی شدن همواره در طول تاریخ با بشر بوده است و تنها به سنین کودکی محدود نبوده و بسیاری از دانشمندان وقت، عمر خود را صرف کشف معجون یا ابزارهایی کردند که به مدد آن بتوانند از دید حاضران و اطرافیان ناپدید شوند. اگر اندکی به ذهن و حافظه خود فشار بیاورید و به دوران خوش کودکی باز گردید، بی تردید به یاد خواهید آورد که یکی از محبوب ترین بازیهای بچه های عصر ماقبل پلی استیشن، بازی معروف «قایم باشک» بود. همیشه بچه هایی که به این بازی می پرداختند آرزو داشتند نامرئی شوند و کسی که چشم گذاشته نتواند آنها را پیدا کند تا در دور بعدی بازی خودشان مجبور به گشتن دنبال سایر بچه ها نباشند. میل به نامرئی شدن همواره در طول تاریخ با بشر بوده است و تنها به سنین کودکی محدود نبوده و بسیاری از دانشمندان وقت، عمر خود را صرف کشف معجون یا ابزارهایی کردند که به مدد آن بتوانند از دید حاضران و اطرافیان ناپدید شوند. اما همواره نتیجه به دست آمده یکی بوده و این گونه افراد تنها با حسرت فرصتهای تلف شده به پایان عمر خود رسیده اند. اما از قرار معلوم این رؤیای قدیمی به نوعی در حال تحقق است و شاید در سالهایی نه چندان دور، نامرئی بودن هم به امری عادی و طبیعی تبدیل شود. محاسبه های جدید نشان می دهد به چه طریقی یک «تونل کرم» الکترومغناطیسی را می توان ساخت، لوله ای از طرفین نامرئی بوده و این امکان را به وجود می آورد که نور در حال تابیدن از مرکز آن دیده نشود. این مفهوم نوین پیچش و تغییری بنیادین در شنل کروی شکل نامرئی سازی است که سال گذشته مطرح شده بود. این ابزار از جنس مواد «فراماده» (متامتریال) ساخته خواهد شد و برای طراحی و اجرای آن از تعداد بسیار زیادی حلقه های فلزی - یا دیگر اشکال - استفاده می گردد. این حلقه ها نور را به شیوه ای غیرعادی دچار شکست می کنند. پوسته ای توخالی از جنس مواد فراماده می تواند بدون کاهش سرعت نور، فرکانس واحد از نور را به دور فضای اطراف خویش به وجود آورده و باعث می شود در همان فرکانس، آن منطقه را برای جهان بیرون نامرئی سازد. اما به عقیده برخی از محققان، این شیوه ناپدیدسازی دارای مشکلاتی است که ابتدا باید آنها را رفع کرد تا بتوان به طور عملی از این تونل نامرئی کننده استفاده نمود. مهمترین مسأله نور مورد استفاده در این روش نامرئی سازی است و چنانچه نور به داخل تونل نرسد، دستگاه قادر به نامرئی سازی نیست. به همین خاطر، محققان دانشگاه «راچستر» برای غلبه بر این مشکل تدبیری اندیشیده و راه حلی برای آن یافته اند. این محققان در مقاله ای طولانی توضیح داده اند ترفند پیچاندن نور تنها برای لوله های سرگشاده ای که در دو طرف آن منبع نور وجود داشته باشد کارگر است. زمانی که مستقیماً داخل را نگاه کنید نور به وضوح قابل مشاهده است، اما زمانی که از طرفین نگاه می کنید طوری به نظر می آید که انگار نور از جایی نامعلوم می آید و هنگامی که به اطراف و جوانب فرستاده می شود به راحتی حالت نامرئی شدن استوانه به وجود می آید. ایده ای که برای این معضل به کار گرفته شده مشابه همان ایده ای است که برای ارتباط و وصل کردن دو نقطه دور از هم در زمان فضایی است و به همین خاطر نام حفره کرم خوردگی نیز برای این تونل نامرئی کننده جدید انتخاب شده است. محققان «راچستر» با استفاده از امواج الکترومغناطیس فضا را تغییر داده اند. با استفاده از این روش می توان ارتباط و اتصالی ناپیدا و پنهانی میان دو نقطه از فضا به وجود آورد که کشف بسیار جالب و هیجان انگیزی است و عبور از مرزهای زمان و فضا را برای انسان امکان پذیر می کند. البته به عقیده محققان دانشگاه «راچستر» ساخت عملی تونل نامرئی کننده به خوش بینی شما بستگی دارد، اما محاسبه هایی که بارها دقت آنها مورد آزمایش و تأیید قرار گرفته، ساخت آن را عملی اعلام کرده اند. سال گذشته گروهی از محققان دانشگاه دوک، شنل نامرئی کننده ناقصی را در معرض دید عموم قرار دادند که امواج مایکرو ویو را به دور دیسکی از حلقه های مسی به وجود می آورد. اما هم اکنون محققان در تلاشند با استفاده از فراماده این کار را انجام داده و امواج نور را در جهات مختلف به گونه ای بشکنند که شیء میان آنها مشاهده نشود. به هر روی ساخت چنین دستگاه هایی امکان پذیر خواهد شد، چون فناوری نوین و پیشرفته روز به روز موارد غیرممکنی را از فهرست چیزهای غیرقابل دسترس حذف می کند. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 17:17مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران پرسش از اسلام پرسش از اسلام پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com سوال:معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟ پاسخ:برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمانهاي هفتگانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمينهاي هفتگانه آمده است[3] .نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]نکته ی سوم. آسمان در قرآنكلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:الف. آسمان ماديقرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخههاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برجها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]ب. آسمان به معناي معنوي:قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير ميكند».[9]2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزيتان و آن چه به شما وعده داده ميشود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار ميرود.الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار ميرود.ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار ميرود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال دادهاند.الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:1. آسمانهاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمينهاي زيادي (كرههاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آنها در فضا شناور و معلق هستند.2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليمها را خلق كرد.3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشانها از نظر علمي وجود دارد؛ نميتوان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح ميشود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي ميباشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريهاي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.براي مطالعه بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه نماييد:1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134. 2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234. 3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]--------------------------------------------------------------------------------[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود ميآيد».[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء[6] ابراهيم، آية 24.[7] ق، آية 9[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134. [11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بيتا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142. [15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن. نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 07:57مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران ترجمه اذان و اقامه ترجمه اذان و اقامه "الله اكبر" يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند. "اشهد ان لا اله الا الله" يعنى شهادت مىدهم كه غير خدايى كه يكتا و بىهمتا است، خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست. "اشهد ان محمدا رسول الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلم، پيغمبر و فرستاده خدا است. "اشهد ان عليا امير المؤمنين ولى الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت على عليه الصلاة و السلام، امير المؤمنين و ولى خدا بر همه خلق است. "حى على الصلاه"يعنى بشتاب براى نماز. "حى على الفلاح" يعنى بشتاب براى رستگارى. "حى على خيرالعمل" يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است. "قد قامت الصلاه" يعنى به تحقيق نماز برپا شد. "لا اله الا الله" يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا و بىهمتا است. ٩٢٠ بين جملههاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود. و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد. ٩٢١ اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد، چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازه خوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد حرام است، و اگر غنا نشود مكروه مىباشد. ٩٢٢ در پنج نماز اذان ساقط مىشود : اول: نماز عصر روز جمعه. دوم:نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذىحجه است. سوم: نماز عشاى شب عيد قربان براى كسى كه در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاى زن مستحاضه. پنجم:نماز عصر و عشاى كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند. و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مىشود كه با نماز قبلى فاصله نشود، يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد. ٩٢٣ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مىخواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد. ٩٢٤ اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده،تا وقتى كه صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده نمىتواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد، در صورتى كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد. ٩٢٥ در جايى كه عدهاى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده وصفها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مىشود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مىشود: اول: آنكه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آنكه نماز جماعت باطل نباشد. سوم: آنكه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد. پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد. ٩٢٦ اگر در شرط دوم از شرطهايى كه در مساله پيش گفته شده شك كند يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولى اگردر يكى از دو شرط ديگر شك كند، مستحب است اذان و اقامه بگويد. ٩٢٧ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مىشنود، مستحب است هر قسمتى را كه مىشنود بگويد. ولى در حكايت اقامه كه از ديگرى بشنود از "حى على الصلاة" تا "حى على خير العمل" را به اميد ثواب بگويد. ٩٢٨ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مىخواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد،مىتواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد. ٩٢٩ اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از او ساقط نمىشود. بلكهاگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد. ٩٣٠ اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد، كافى است. ٩٣١ اقامه بايد بعد از اذان گفته شود. و اگر قبل از اذان بگويند، صحيح نيست. ٩٣٢ اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا "حى على الفلاح" را پيش از "حى على الصلاة" بگويد، بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده دوباره بگويد. ٩٣٣ بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد. و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد. و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد. ٩٣٤ اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود. پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست. ٩٣٥ اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد، باطل است. ٩٣٦ اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد.ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست. ٩٣٧ اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد.ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن استگفته يا نه، گفتن آن لازم نيست. ٩٣٨ مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جملههاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند. ٩٣٩ مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهستهتر بگويد، و جملههاى آن را به هم نچسباند. ولى به اندازهاى كه بين جملههاى اذان فاصله مىدهد، بين جملههاى اقامه فاصله ندهد. ٩٤٠ مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند. ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد. ٩٤١ مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مىكنند، عادل و وقتشناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد. منبع : گروه درسی قرآن quran-dept.talif.sch.ir نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 06:11مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران ترجمه سوره حمد ترجمه سوره حمد «بسم الله الرحمن الرحيم» يعنى ابتدا مىكنم بنام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مىكند و در آخرت بر مؤمن رحم مىنمايد. «الحمد لله رب العالمين» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است.«الرحمن الرحيم» يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مىكند.«مالك يوم الدين» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «اياك نعبد و اياك نستعين» يعنى فقط تو را عبادت مىكنيم و فقط از تو كمك مىخواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم» يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است. «صراط الذين انعمت عليهم» يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. «غير المغضوب عليهم و لا الضالين» يعنى نه به راه كسانى كه غضب كردهاى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند. بسم الله الرحمن الرحيم: «قل هو الله احد»، يعنى بگو اى محمد (ص) كه خداوند، خدايى استيگانه. «الله الصمد»، يعنى خدايى كه از تمام موجودات بىنياز است. « لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند كسى نيست. «و لم يكن له كفوا احد»، يعنى هيچ كس از مخلوقات مثل او نيست. «سبحان ربى العظيم و بحمده»، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سبحان ربى الاعلى و بحمده» يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مىباشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سمع الله لمن حمده»، يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مىكند. «استغفر الله ربى و اتوب اليه»، يعنى طلب آمرزش و مغفرت مىكنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مىنمايم. «بحول الله و قوته اقوم و اقعد»، يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمىخيزم و مىنشينم. «لا اله الا الله الحليم الكريم»، يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه صاحب حلم و كرم است. «لا اله الا الله العلى العظيم» يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه بلند مرتبه و بزرگ است. «سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع»، يعنى پاك و منزه استخداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است. «و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم»، يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است. «و الحمد لله رب العالمين»،يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است. «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»، يعنى پاك و منزه استخداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى بىهمتا. و بزرگتر است از اينكه او را وصف كنند. «الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له»، يعنى ستايش،مخصوص پروردگار است و شهادت مىدهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است و شريك ندارد. «و اشهد ان محمدا عبده و رسوله»، يعنى شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست. «اللهم صل على محمد و آلمحمد»، يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد. «و تقبل شفاعته و ارفع درجته» يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن. «السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد. «السلام علينا و على عباد الله الصالحين»، يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او. «السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد. ١١٢٢ مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آنكه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشدولى بهتر است چيزهايى را كه در كتابهاى دعا دستور دادهاند بخواند و از تعقيبهايى كه خيلى سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها است كه بايد به اين ترتيب گفته شود: ٣٤ مرتبه «الله اكبر»، ٣٣ مرتبه «الحمد لله»، ٣٣ مرتبه «سبحان الله» و مىشود «سبحان الله» را پيش از «الحمد الله» گفت ولى بهتر است بعد از «الحمد الله» گفته شود. ١١٢٣ مستحب است بعد از نماز سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يك مرتبه «شكرا لله» يا «شكرا» يا «عفوا» بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مىرسد يا بلائى از او دور مىشود سجده شكر بجا آورد. ١١٢٤ هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد. ١١٢٥ موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد. و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد نوشته شده توسط عشق خدائی در ساعت 06:11مربوط به : علم قرآنی و مطالب خواندنی روز [ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ] ارسال برای دیگران قرائت نماز قرائت ٩٧٨ در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند. ٩٧٩ اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند. و اگر در كارى عجله داشته باشد، مىتواند سوره را نخواند. ٩٨٠ اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند. ٩٨١ اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است. ٩٨٢ اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند. ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.
1000gol sajadlorestani lorestani110
دانلود نرم افزار فایلهای صوتی و تصویری لینک های جالب موبایل روز موسقی و ترانه های جدید و قدیم مطالب ورزشی مطالب گلچین روز پزشکی مطالب خواندنی > تغذيه , رژيم و گياهان دارويي > مطالب خوب روز و اخبار نقل قول از بزرگان نام گیاهان داروئی گلچین های خواندنی افزایش طول عمر و آرامش روحی با ... اطلاعات تکنولوژی روز تبلیغات شرکت ها و ... در استان مرکزی تصویر هنری دانلود فیلم دانلود کتاب دانلود روز نامه دانستنیها و اطلاعات عمومی داستان ها و شعر ها خواندنی روانشناسی ابروها رودادهای تاریخ ایران زندگینامه ائمه اطهار (ع) طنز روز علم قرآنی و مطالب خواندنی روز علم روز عشق خدائی
هم اینجا ! جی میل بزنید هم اینجا ! ایمیل بزنید « گـــــوگـل » « یاهــــــــو » کلوپ eshghekhodayi ايميل email account ماداران مهربان با اندیشه خدائی markazi-arak. اطلاعات و تکنولوژی 20 گلچین روز 1000گل ایران گلچین روز گلچین روز lorestani آرشیو mother20.blogsky.com 'گلچین معماری اطلاعات و تکنولوژی روز گلچین های روز برای عاشقان بسیجی در استان مرکزی اراک کتابخانه اموزش زبان سايت قرآنى از هر دری سخنی از گلچین روز xp20 فــــــناوری بـــــر تـر کتابهای رایگان فهرست رفع مشکلات کامپیوتری استانداری مرکزی اراک http://lorestani.blogtak.com http://irangolchin.blogtak.com http://lorestani110.blogtak.com/ بسیجی خوش فکر دانستنیها و اطلاعات عمومی http://1000gol.blogtak.com http://1000gole.blogtak.com http://ganjinahsl.blogtak.com آهنگ سرای http://bia2blester.blogfa.com محرم خبر های امروز ماه وا ره مجله الکترونیکی ایران نیوز اراک پندار اراک دیدنیهای تصویر گلچین روز خبر نامه آفتاب آپلود عکس های شما ورزش های روز شرکت تکثیر و پرورش آبزیان استان مرکزی اراک لیست وبلاگ های ایرانیان ساکن کانادا http://hlgole.iranblog.com/ بانک سامان بنیاد پارسیان http://1000gol.parsiblog.com/ آلبوم ترانه های ایرانی گلچین روز قانون جذب یا قانون یقین چیست؟ بخند تا بخنديم پروتال پزشکی ورزشی ایران سایت پزشکی انگلیسی lorestani.blogfars.com
پرسش از اسلام
پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com
چرا اسلام در ازدواج موقت دختر باکره اذن پدر شرط کرده است؟ اما برای مرد ها چنین شرطی قرار نداده است؟
سوال:من خیلی علاقه مندم از اسلام پیروی کنم اما خیلی اوقات حس می کنم یا اون طور که باید نمی تونم بعضی دلایل رو قبول کنم یا واقعا راه برای آقایان همیشه باز تر هست. مثلا در ازدواج موقت، سؤالم این است که آیا یک دختر باکره نیاز به هیچ چیزی نداره که حتما باید به اذن پدر با کسی ازدواج موقت کنه؟ چرا یک پسر هر وقت اراده کنه می تونه به دور از گناه نیاز خودش رو بر آورده کنه اما اگر دختری بخواهد به نیاز خودش-نیازی که خداوند در وجودش قرار داده- پاسخ مثبت بده، گناه محسوب میشه و اگر این کار رو نکنه باید منتظر بمونه روزی ازدواج کنه. یا شاید روزی پدرش دیدگاهش رو عوض کنه و بهش اجازه بده با کسی که آشنا شده محرم بشه؟
پاسخ:
اسلام برای بر آورده شدن نیازهای زن و مرد، چهارچوب ازدواج (دائم و موقت) را معین کرده است اما ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. از نظر اسلام صحت ازدواج موقت دارای شرایطی است،[1] از جمله این که عقد نكاح (موقت يا دائم) با دختر باكره مشروط به اجازه پدر و در صورت فقدان پدر، جد پدري است؛ ولي اگر باكره نباشد و يا پدر و جد پدري نداشته باشد، نيازي به اجازه نيست. [2]در این میان حضرت آیت الله العظمی نورى همدانی می فرماید: بنا بر أقوى اجازه پدر يا جدّ پدرى لازم نيست، هر چند كه بهتر آن است كه بدون نظر و اجازۀ آنها اقدام به ازدواج نكند. ولى ازدواج باكرهاى كه به حدّ رشد و تشخيص مصلحت نرسيده است، بدون اجازه پدر يا جدّ، صحيح نيست[3].پس همان طور كه ملاحظه مي فرمائيد برخي از مراجع رشيده بودن دختر را كافي نمي دانند، و اذن پدر را به آن ضمیمه می کنند، اما عده اي آن را كافي مي دانند.رشيده به دختري گفته مي شودكه مصلحت خود را تشخيص مي دهد و به دور از فشار، هيجانات و تحريكات شهواني تصميم مي گيرد و به آينده ی خود و خانواده و حيثيت خانوادگي توجه دارد. اما دختري كه از بلوغ عقلي برخوردار نيست و نمي تواند راجع به آينده تصميم بگيرد و خير و صلاح خود و خانواده اش را نمي داند، هر چند سنّش زياد باشد، رشيده نخواهد بود و بدون اذن پدر يا جد پدري نمي تواند ازدواج كند.گفتني است اكثر فقها (از جمله آنانی که اجازه پدر را شرط می دانند) در اين مسئله اتفاق نظر دارند در مواردی که پدر و جدّ پدري غايب باشند به طوري كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر نياز مبرم به ازدواج داشته باشد، یا همسر مناسبى براى دختر پيدا شده كه شرعاً و عرفاً هم كفو اوست و پدر و جد پدرى، بدون جهت مانع مىشوند و سخت گيرى مىكنند، لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرد. [4][5]اما این که چرا اسلام اجازۀ پدر را شرط دانسته است؟ استاد شهید مطهری (ره) در این باره می فرماید: فلسفۀ اين كه دوشيزگان لازم است - يا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نكنند ناشی از اين نيست كه دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی كمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به اين جهت بود چه فرقی است ميان بيوه و دوشيزه كه بيوه شانزده ساله نيازی به موافقت پدر ندارد و دوشيزه هجده ساله طبق اين قول نياز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در ادارۀ كار خودش قاصر است چرا اسلام به دختر بالغ رشيد استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد ميليونی او را صحيح و مستغنی از موافقت پدر يا برادر يا شوهر مي داند؟ اين مطالب فلسفۀ ديگری دارد كه به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شكارچیگری مرد از يك طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف ديگر .مرد بنده شهوت است و زن اسير محبت. آنچه مرد را مي لغزاند و از پا در میآورد شهوت است، و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بيشتر است. اما آن چيزی كه زن را از پا در میآورد و اسير میكند اينست كه نغمۀ محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود .خوش باوری زن در همين جاست .زن مادامی كه دوشيزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور مي كند. پروفسور ريك، روانشناس آمريكائی مي گويد : بهترين جملهای كه يكمرد مي تواند به زنی بگويد، اصطلاح " عزيزم ، تو را دوست دارم " است. همو مي گويد: "خوشبختی برای يك زن يعنی بدست آوردن قلب يكمرد و نگهداری او برای تمام عمر"[6]. رسول اكرم (ص)، آن روانشناس خدائی، اين حقيقت را چهارده قرن پيش به وضوح بيان كرده است. آن حضرت میفرمايد: "سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بيرون نمیرود"[7].مردان شكارچی از اين احساس زن همواره استفاده مي كنند. دام "عزيزم ،از عشق تو مي ميرم" برای شكار دخترانی كه دربارۀ مردان تجربهای ندارند بهترين دامها است. اينجاست كه لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش كه از احساسات مردان بهتر آگاه است و پدران جز در شرايط استثنائی برای دختران خير و سعادت مي خواهند مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند. در اينجا قانون به هيچ وجه زن را تحقير نكرده است، بلكه دست حمايت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختيار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانيم آنهم بشرط اين كه پدر سوء نيت يا كج سليقگی خاصی كه مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عيبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ اين يك احتياط و مراقبتی است كه قانون برای حفظ زنِِ تجربه نكرده، كرده است و ناشی از نوعی سوء ظن بطبيعت مرد است.[8]با این توضیحات استاد، یکی از حکمت های مهم این حکم روشن شد که ممکن است در اینجا علت ها و حکمت های دیگری نیز وجود داشته باشد.در در پایان به این نکته توجه می دهیم که جوانان و مخصوصا دختران جوان باید از مشکلات بزرگی که بسیاری از جوانان را گرفتار کرده است عبرت بگیرند. چه بسیار جوانانی که در بهار زندگی خود با عشقی خالص دل به هم بستند و بعد از مدتی با فرو نشستن هیجان شدیدشان با زندگی واقعی و آینده ای مبهم روبرو شدند. باید مراقب بود به دلیل خواسته های عجولانه یک عمر زندگی با صفا و صمیمیت در آغوش گرم یک خانواده مستحکم و همیشگی را از دست نداد.برای آگاهی بیشتر رجوع شود به:1. نمايه: ازدواج موقت با دختر باكره، سؤال 610 (سایت: ۶۶۷).2. نمایه: ازدواج موقت بهترین راه حل، سؤال 695 (سایت: ۷۴۳).3. نمایه: شرط صحت در ازدواج موقت، سؤال. 1290 (سایت: ۱۲۷۵).4. نمايه: شرط اجازه در ازدواج موقت با دختر باکره، سؤال 1239 (سایت: ۱۲۲۶).-------------------------------------------[1] سوال 1290 (سایت: ۱۲۷۵).[2] توضيح المسائل مراجع، ج 2 ص 387 مسئلهء 2376.[3]همان.[4] فاضل، نورى، بهجت، سيستانى، مكارم. نک: همان.[5] سوال 1483 (سایت: ۱۵۳۰).[6] مجله زن روز شماره 90 .[7] الكافي، ج5 ، ص569.[8] نظام حقوقی زن در اسلام ص 93.
[ نظرات [ 1 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]
معجزه قرآن، دانشمند آمریکایی رامسلمان کرد
زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود .
به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .
یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.
بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ".
پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .
براون شهادتین را گفت و مسلمان شد .
[ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]
آیا نامرئی شدن عادی می شود؟
اگر اندکی به ذهن و حافظه خود فشار بیاورید و به دوران خوش کودکی باز گردید، بی تردید به یاد خواهید آورد که یکی از محبوب ترین بازیهای بچه های عصر ماقبل پلی استیشن، بازی معروف «قایم باشک» بود.
همیشه بچه هایی که به این بازی می پرداختند آرزو داشتند نامرئی شوند و کسی که چشم گذاشته نتواند آنها را پیدا کند تا در دور بعدی بازی خودشان مجبور به گشتن دنبال سایر بچه ها نباشند.
میل به نامرئی شدن همواره در طول تاریخ با بشر بوده است و تنها به سنین کودکی محدود نبوده و بسیاری از دانشمندان وقت، عمر خود را صرف کشف معجون یا ابزارهایی کردند که به مدد آن بتوانند از دید حاضران و اطرافیان ناپدید شوند. اما همواره نتیجه به دست آمده یکی بوده و این گونه افراد تنها با حسرت فرصتهای تلف شده به پایان عمر خود رسیده اند.
اما از قرار معلوم این رؤیای قدیمی به نوعی در حال تحقق است و شاید در سالهایی نه چندان دور، نامرئی بودن هم به امری عادی و طبیعی تبدیل شود.
محاسبه های جدید نشان می دهد به چه طریقی یک «تونل کرم» الکترومغناطیسی را می توان ساخت، لوله ای از طرفین نامرئی بوده و این امکان را به وجود می آورد که نور در حال تابیدن از مرکز آن دیده نشود.
این مفهوم نوین پیچش و تغییری بنیادین در شنل کروی شکل نامرئی سازی است که سال گذشته مطرح شده بود. این ابزار از جنس مواد «فراماده» (متامتریال) ساخته خواهد شد و برای طراحی و اجرای آن از تعداد بسیار زیادی حلقه های فلزی - یا دیگر اشکال - استفاده می گردد. این حلقه ها نور را به شیوه ای غیرعادی دچار شکست می کنند. پوسته ای توخالی از جنس مواد فراماده می تواند بدون کاهش سرعت نور، فرکانس واحد از نور را به دور فضای اطراف خویش به وجود آورده و باعث می شود در همان فرکانس، آن منطقه را برای جهان بیرون نامرئی سازد.
اما به عقیده برخی از محققان، این شیوه ناپدیدسازی دارای مشکلاتی است که ابتدا باید آنها را رفع کرد تا بتوان به طور عملی از این تونل نامرئی کننده استفاده نمود.
مهمترین مسأله نور مورد استفاده در این روش نامرئی سازی است و چنانچه نور به داخل تونل نرسد، دستگاه قادر به نامرئی سازی نیست.
به همین خاطر، محققان دانشگاه «راچستر» برای غلبه بر این مشکل تدبیری اندیشیده و راه حلی برای آن یافته اند. این محققان در مقاله ای طولانی توضیح داده اند ترفند پیچاندن نور تنها برای لوله های سرگشاده ای که در دو طرف آن منبع نور وجود داشته باشد کارگر است. زمانی که مستقیماً داخل را نگاه کنید نور به وضوح قابل مشاهده است، اما زمانی که از طرفین نگاه می کنید طوری به نظر می آید که انگار نور از جایی نامعلوم می آید و هنگامی که به اطراف و جوانب فرستاده می شود به راحتی حالت نامرئی شدن استوانه به وجود می آید.
ایده ای که برای این معضل به کار گرفته شده مشابه همان ایده ای است که برای ارتباط و وصل کردن دو نقطه دور از هم در زمان فضایی است و به همین خاطر نام حفره کرم خوردگی نیز برای این تونل نامرئی کننده جدید انتخاب شده است.
محققان «راچستر» با استفاده از امواج الکترومغناطیس فضا را تغییر داده اند. با استفاده از این روش می توان ارتباط و اتصالی ناپیدا و پنهانی میان دو نقطه از فضا به وجود آورد که کشف بسیار جالب و هیجان انگیزی است و عبور از مرزهای زمان و فضا را برای انسان امکان پذیر می کند.
البته به عقیده محققان دانشگاه «راچستر» ساخت عملی تونل نامرئی کننده به خوش بینی شما بستگی دارد، اما محاسبه هایی که بارها دقت آنها مورد آزمایش و تأیید قرار گرفته، ساخت آن را عملی اعلام کرده اند.
سال گذشته گروهی از محققان دانشگاه دوک، شنل نامرئی کننده ناقصی را در معرض دید عموم قرار دادند که امواج مایکرو ویو را به دور دیسکی از حلقه های مسی به وجود می آورد.
اما هم اکنون محققان در تلاشند با استفاده از فراماده این کار را انجام داده و امواج نور را در جهات مختلف به گونه ای بشکنند که شیء میان آنها مشاهده نشود. به هر روی ساخت چنین دستگاه هایی امکان پذیر خواهد شد، چون فناوری نوین و پیشرفته روز به روز موارد غیرممکنی را از فهرست چیزهای غیرقابل دسترس حذف می کند.
پرسش از اسلام پرسش از اسلامzahra4066@yahoo.com سوال:معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟ پاسخ:برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمانهاي هفتگانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمينهاي هفتگانه آمده است[3] .نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]نکته ی سوم. آسمان در قرآنكلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:الف. آسمان ماديقرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخههاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برجها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]ب. آسمان به معناي معنوي:قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير ميكند».[9]2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزيتان و آن چه به شما وعده داده ميشود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار ميرود.الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار ميرود.ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار ميرود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال دادهاند.الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:1. آسمانهاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمينهاي زيادي (كرههاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آنها در فضا شناور و معلق هستند.2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليمها را خلق كرد.3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشانها از نظر علمي وجود دارد؛ نميتوان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح ميشود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي ميباشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريهاي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.براي مطالعه بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه نماييد:1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134. 2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234. 3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]--------------------------------------------------------------------------------[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود ميآيد».[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء[6] ابراهيم، آية 24.[7] ق، آية 9[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134. [11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بيتا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142. [15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن.
سوال:معنای آسمان های هفت گانه چیست؟ آیا یعنی لایه های هفت گانه ای از فضا و آسمان وجود دارد یا معنای آن این است که در جنت هفت سطح وجود دارد؟ یعنی بهشت دارای سطوح هفت گانه است؟
پاسخ:برای آنكه مقصود از هفت آسمان روشن شود، لازم است چند نکته را بیان کنیم:نکته ی اول. در قرآن كريم، هفت مورد به صراحت[1] و دو مورد به كنايه[2] سخن از آسمانهاي هفتگانه و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمينهاي هفتگانه آمده است[3] .نکته ی دوم. مقصود از سماء (آسمان) در لغت:«سماء» در لغت از ريشه «سمو» به معناي بلندي است،[4] حتي برخي لغویين ادعا كردند هر بالاي نسبت به پايين آن آسمان و هر پايين نسبت به بالاي آن زمين است.[5]نکته ی سوم. آسمان در قرآنكلمه «سماء» و مشتقات آن در قرآن كريم سيصد و ده بار آمده که در دو مفهوم بكار رفته است:الف. آسمان ماديقرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را معنای مادی آن بکار برده است که مصادیق و معانی متعددی از آن اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي جهت بالا «اصلها ثابت و فرعها في السماء» «مانند درخت پربركت و پاكيزه كه ريشه ی آن در زمين ثابت و محكم است و شاخههاي آن به آسمان كشيده شده است».[6]2. آسمان به معناي جوّ اطراف زمين: «و نزلنا من السماء ماءً مباركاً» « و از آسمان آب مباركي را فرو فرستاديم»[7].3. آسمان به معناي مكان سيارات و ستارگان: «بزرگوار آن خدايي كه در آسمان برجها مقرر داشته و در آن چراغ روشن خورشيد و ماه تابان را روشن ساخت».[8]ب. آسمان به معناي معنوي:قرآن کریم در بسیاری از موارد واژه ی سما (آسمان) را به معنای معنوی آن بکار برده است که از آن نیز مصادیق و معانی متعددی اراده می شود از جمله:1. آسمان به معناي مقام قرب و مقام حضور كه محل تدبير امور عالم است: «اوست كه امر عالم را از آسمان بسوی زمين تدبير ميكند».[9]2. آسمان به معناي موجود عالي و حقيقي:[10] «روزيتان و آن چه به شما وعده داده ميشود (كه ظاهراً بهشت منظور است) در آسمان قرار دارد».[11]نکته ی چهارم. مقصود از سبع (هفت) چيست؟كلمه سبع (هفت) در عربي به دو صورت به كار ميرود.الف. هفت به معناي عدد مشخص و معين كه در رياضيات به كار ميرود.ب. هفت به معناي نماد كثرت؛ چرا كه گاهي در عرب كلمه «هفت» به كار ميرود و معناي كنائي آن (تعداد زياد و كثير) مراد است.نکته ی پنجم. مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»مفسرين دربارة واژه ی «هفت آسمان» چندين احتمال دادهاند.الف: هفت به معناي عدد حقيقي باشد كه در اين صورت اين احتمالات متصور است.1. هفت آسمان پر از ستاره و سياره که هر یک مثل آسمان كره خاكي زمين می باشند.[12] احتمال وجود هفت جهان مشابه كه هنوز كشف نشده است، وجود دارد.2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالي معنوي (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودي طبيعت (هفت زمين).[13]ب. هفت، به معناي كثرت باشد که در اين صورت احتمالات زير متصور است:1. آسمانهاي زيادي (مجموعه كرات و سيارات و...) خلق كرد. و زمينهاي زيادي (كرههاي خاكي مشابه زمين) خلق كرد. كه همه آنها در فضا شناور و معلق هستند.2. تعداد زيادي از طبقات جوّ آسمان را خلق كرد و تعداد زيادي از طبقات داخلي زمين يا قطعات زمين و اقليمها را خلق كرد.3. مراتب معنوي و مقامات قرب و حضور و موجودات عالي بسياري خلق كرد.نتیجه این که با توجه به عدم شناخت و اطلاع کافی ما از معناي هفت آسمان در قرآن و با توجه به ابهاماتي كه در مورد آسمان و كهكشانها از نظر علمي وجود دارد؛ نميتوان درباره آن نظر قطعي داد و همه ی نظريات به صورت احتمال و گمان مطرح ميشود.[14] امّا نبايد از اين نكته غافل شويم كه هدف قرآن هدايت معنوي و تربيتي بشر است و اشاره قرآن به مواردي از قبيل هفت آسمان و زمين، حركت خورشيد و زمين و... علاوه بر حقانيت آنها، نشان از قدرت لايزال او و هموار نمودن راه خداشناسي و آماده كردن زمينه تفكر و تدبر در آفرينش است. همچنين بعضي از مطالب علمي قرآن نيازمند به زمان و اثبات علم تجربي ميباشد اگر علوم در مسائل علمي قرآني نظريهاي نداد، دليل بر باطل بودن نظريه قرآن نيست.براي مطالعه بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه نماييد:1. پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمدعلي رضايي اصفهاني، ج 1، ص 134. 2. معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، ص 234. 3. تفسير نمونه، مكارم شيرازي، ج 1، ص 165.[15]--------------------------------------------------------------------------------[1] بقره، 29 ـ اسراء، 44 ـ مؤمنون، 86 ـ فصلت.[2] 12 ـ ملك، 3 ـ نوح، 15[3] ـ طلاق، 12«اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ»[3] «خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را، فرمان او پيوسته در ميان آنها فرود ميآيد».[4] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، حسن مصطفوي، (انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ 1، تهران، 1371ش) ج 5، ص 254.[5] . مفردات، راغب اصفهاني، المكتبه الرضويه، تهران، 1332 ش، ماده سماء[6] ابراهيم، آية 24.[7] ق، آية 9[8] «تبارك الذي جعل في السماء بروجاً و جعل فيها سراجاً و قمرا منيراً» (فرقان، آية 61)[9] «يدبّر الامر من السماء الي الارض» (سجده، آية 5)[10] ر.ك: معارف قرآن، استاد مصباح يزدي، (انتشارات در راه حق، قم، 1367 ش)، ص 234؛ و ر.ك: پژوهش در اعجاز علمي قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، انتشارات مبين، رشت، چ 1، 1380، ج 1، ص 134. [11] «و في السماء رزقكم و ما توعدون» (ذاريات، آية 22)[12] التحقيق في كلمات القرآن الكريم، همان، ج 1، ص 165؛ مفردات راغب، ماده ارض[13] . ر.ك:الميزان، علامه طباطبايي، نشر اسراء، قم، ج 16، ص 247 و ج 19، ص 327.[14] . ر.ك: تفسير الجواهر، طنطاوي جوهري، دار الفكر، بيتا، ج 1، ص 46؛ ر.ك: پژوهش در اعجاز قرآن، دكتر محمد علي رضايي اصفهاني، همان، ج 1، ص 126 ـ 142. [15] نک: سایت پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن.
ترجمه اذان و اقامه
"الله اكبر" يعنى خداى تعالى بزرگتر از آن است كه او را وصف كنند.
"اشهد ان لا اله الا الله" يعنى شهادت مىدهم كه غير خدايى كه يكتا و بىهمتا است، خداى ديگرى سزاوار پرستش نيست.
"اشهد ان محمدا رسول الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله و سلم، پيغمبر و فرستاده خدا است.
"اشهد ان عليا امير المؤمنين ولى الله" يعنى شهادت مىدهم كه حضرت على عليه الصلاة و السلام، امير المؤمنين و ولى خدا بر همه خلق است.
"حى على الصلاه"يعنى بشتاب براى نماز. "حى على الفلاح" يعنى بشتاب براى رستگارى. "حى على خيرالعمل" يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است.
"قد قامت الصلاه" يعنى به تحقيق نماز برپا شد.
"لا اله الا الله" يعنى خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يكتا و بىهمتا است.
٩٢٠ بين جملههاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود. و اگر بين آنها بيشتر از معمول فاصله بيندازد، بايد دوباره آن را از سر بگيرد.
٩٢١ اگر در اذان و اقامه صدا را در گلو بيندازد، چنانچه غنا شود يعنى به طور آوازه خوانى كه در مجالس لهو و بازيگرى معمول است اذان و اقامه را بگويد حرام است، و اگر غنا نشود مكروه مىباشد.
٩٢٢ در پنج نماز اذان ساقط مىشود : اول: نماز عصر روز جمعه. دوم:نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذىحجه است. سوم: نماز عشاى شب عيد قربان براى كسى كه در مشعر الحرام باشد. چهارم: نماز عصر و عشاى زن مستحاضه. پنجم:نماز عصر و عشاى كسى كه نمىتواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند. و در اين پنج نماز در صورتى اذان ساقط مىشود كه با نماز قبلى فاصله نشود، يا فاصله كمى بين آنها باشد، ولى فاصله شدن نافله و تعقيب ضرر ندارد.
٩٢٣ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند، كسى كه با آن جماعت نماز مىخواند، نبايد براى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
٩٢٤ اگر براى خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببيند جماعت تمام شده،تا وقتى كه صفها به هم نخورده و جمعيت متفرق نشده نمىتواند براى نماز خود اذان و اقامه بگويد، در صورتى كه براى جماعت اذان و اقامه گفته شده باشد.
٩٢٥ در جايى كه عدهاى مشغول نماز جماعتند يا نماز آنان تازه تمام شده وصفها به هم نخورده است، اگر انسان بخواهد فرادى يا با جماعت ديگرى كه برپا مىشود نماز بخواند، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط مىشود: اول: آنكه براى آن نماز اذان و اقامه گفته باشند. دوم: آنكه نماز جماعت باطل نباشد. سوم: آنكه نماز او و نماز جماعت در يك مكان باشد. پس اگر نماز جماعت داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
٩٢٦ اگر در شرط دوم از شرطهايى كه در مساله پيش گفته شده شك كند يعنى شك كند كه نماز جماعت صحيح بوده يا نه، اذان و اقامه از او ساقط است. ولى اگردر يكى از دو شرط ديگر شك كند، مستحب است اذان و اقامه بگويد.
٩٢٧ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را مىشنود، مستحب است هر قسمتى را كه مىشنود بگويد. ولى در حكايت اقامه كه از ديگرى بشنود از "حى على الصلاة" تا "حى على خير العمل" را به اميد ثواب بگويد.
٩٢٨ كسى كه اذان و اقامه ديگرى را شنيده، چه با او گفته باشد يا نه، در صورتى كه بين آن اذان و اقامه و نمازى كه مىخواهد بخواند زياد فاصله نشده باشد،مىتواند براى نماز خود اذان و اقامه نگويد.
٩٢٩ اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود، اذان از او ساقط نمىشود. بلكهاگر قصد لذت هم نداشته باشد، ساقط شدن اذان اشكال دارد.
٩٣٠ اذان و اقامه نماز جماعت را بايد مرد بگويد، ولى در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگويد، كافى است.
٩٣١ اقامه بايد بعد از اذان گفته شود. و اگر قبل از اذان بگويند، صحيح نيست.
٩٣٢ اگر كلمات اذان و اقامه را بدون ترتيب بگويد، مثلا "حى على الفلاح" را پيش از "حى على الصلاة" بگويد، بايد از جايى كه ترتيب به هم خورده دوباره بگويد.
٩٣٣ بايد بين اذان و اقامه فاصله ندهد. و اگر بين آنها به قدرى فاصله دهد كه اذانى را كه گفته اذان اين اقامه حساب نشود، مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگويد. و نيز اگر بين اذان و اقامه و نماز به قدرى فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود، مستحب است دوباره براى آن نماز اذان و اقامه بگويد.
٩٣٤ اذان و اقامه بايد به عربى صحيح گفته شود. پس اگر به عربى غلط بگويد يا به جاى حرفى حرف ديگر بگويد، يا مثلا ترجمه آنها را به فارسى بگويد، صحيح نيست.
٩٣٥ اذان و اقامه بايد بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود. و اگر عمدا يا از روى فراموشى پيش از وقت بگويد، باطل است.
٩٣٦ اگر پيش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته يا نه، بايد اذان را بگويد.ولى اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته يا نه، گفتن اذان لازم نيست.
٩٣٧ اگر در بين اذان يا اقامه پيش از آنكه قسمتى را بگويد شك كند كه قسمت پيش از آن را گفته يا نه، بايد قسمتى را كه در گفتن آن شك كرده بگويد.ولى اگر در حال گفتن قسمتى از اذان يا اقامه شك كند كه آنچه پيش از آن استگفته يا نه، گفتن آن لازم نيست.
٩٣٨ مستحب است انسان در موقع گفتن اذان رو به قبله بايستد و با وضو يا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نمايد و بكشد و بين جملههاى اذان كمى فاصله دهد و بين آنها حرف نزند.
٩٣٩ مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد، و آن را از اذان آهستهتر بگويد، و جملههاى آن را به هم نچسباند. ولى به اندازهاى كه بين جملههاى اذان فاصله مىدهد، بين جملههاى اقامه فاصله ندهد.
٩٤٠ مستحب است بين اذان و اقامه يك قدم بردارد يا قدرى بنشيند يا سجده كند يا ذكر بگويد يا دعا بخواند يا قدرى ساكت باشد يا حرفى بزند يا دو ركعت نماز بخواند. ولى حرف زدن بين اذان و اقامه نماز صبح مستحب نيست، ولى نماز خواندن بين اذان و اقامه نماز مغرب را به اميد ثواب بياورد.
٩٤١ مستحب است كسى را كه براى گفتن اذان معين مىكنند، عادل و وقتشناس و صدايش بلند باشد و اذان را در جاى بلند بگويد.
منبع : گروه درسی قرآن quran-dept.talif.sch.ir
ترجمه سوره حمد
«بسم الله الرحمن الرحيم» يعنى ابتدا مىكنم بنام خداوندى كه در دنيا بر مؤمن و كافر رحم مىكند و در آخرت بر مؤمن رحم مىنمايد. «الحمد لله رب العالمين» يعنى ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده همه موجودات است.«الرحمن الرحيم» يعنى در دنيا بر مؤمن و كافر و در آخرت بر مؤمن رحم مىكند.«مالك يوم الدين» يعنى پادشاه و صاحب اختيار روز قيامت است. «اياك نعبد و اياك نستعين» يعنى فقط تو را عبادت مىكنيم و فقط از تو كمك مىخواهيم. «اهدنا الصراط المستقيم» يعنى هدايت كن ما را به راه راست كه آن دين اسلام است. «صراط الذين انعمت عليهم» يعنى به راه كسانى كه به آنان نعمت دادى كه آنان پيغمبران و جانشينان پيغمبران هستند. «غير المغضوب عليهم و لا الضالين» يعنى نه به راه كسانى كه غضب كردهاى بر ايشان و نه آن كسانى كه گمراهند.
بسم الله الرحمن الرحيم:
«قل هو الله احد»، يعنى بگو اى محمد (ص) كه خداوند، خدايى استيگانه.
«الله الصمد»، يعنى خدايى كه از تمام موجودات بىنياز است.
« لم يلد و لم يولد»، فرزند ندارد و فرزند كسى نيست.
«و لم يكن له كفوا احد»، يعنى هيچ كس از مخلوقات مثل او نيست.
«سبحان ربى العظيم و بحمده»، يعنى پروردگار بزرگ من از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم.
«سبحان ربى الاعلى و بحمده» يعنى پروردگار من كه از همه كس بالاتر مىباشد از هر عيب و نقصى پاك و منزه است و من مشغول ستايش او هستم. «سمع الله لمن حمده»، يعنى خدا بشنود و بپذيرد ثناى كسى كه او را ستايش مىكند.
«استغفر الله ربى و اتوب اليه»، يعنى طلب آمرزش و مغفرت مىكنم از خداوندى كه پرورش دهنده من است و من به طرف او بازگشت مىنمايم.
«بحول الله و قوته اقوم و اقعد»، يعنى به يارى خداى متعال و قوه او برمىخيزم و مىنشينم.
«لا اله الا الله الحليم الكريم»، يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه صاحب حلم و كرم است.
«لا اله الا الله العلى العظيم» يعنى نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى يكتاى بىهمتايى كه بلند مرتبه و بزرگ است.
«سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع»، يعنى پاك و منزه استخداوندى كه پروردگار هفت آسمان و پروردگار هفت زمين است.
«و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم»، يعنى پروردگار هر چيزى است كه در آسمانها و زمينها و مابين آنهاست و پروردگار عرش بزرگ است.
«و الحمد لله رب العالمين»،يعنى حمد و ثنا مخصوص خداوندى است كه پرورش دهنده تمام موجودات است.
«سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر»، يعنى پاك و منزه استخداوند تعالى و ثنا مخصوص اوست و نيستخدايى سزاوار پرستش مگر خداى بىهمتا. و بزرگتر است از اينكه او را وصف كنند.
«الحمد لله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له»، يعنى ستايش،مخصوص پروردگار است و شهادت مىدهم كه خدايى سزاوار پرستش نيست مگر خدايى كه يگانه است و شريك ندارد.
«و اشهد ان محمدا عبده و رسوله»، يعنى شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله بنده خدا و فرستاده اوست.
«اللهم صل على محمد و آلمحمد»، يعنى خدايا رحمت بفرست بر محمد و آل محمد.
«و تقبل شفاعته و ارفع درجته» يعنى قبول كن شفاعت پيغمبر را و درجه آن حضرت را نزد خود بلند كن.
«السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته»، يعنى سلام بر تو اى پيغمبر و رحمت و بركات خدا بر تو باد.
«السلام علينا و على عباد الله الصالحين»، يعنى سلام از خداوند عالم بر نمازگزاران و تمام بندگان خوب او.
«السلام عليكم و رحمة الله و بركاته» يعنى سلام و رحمت و بركات خداوند بر شما مؤمنين باد.
١١٢٢ مستحب است انسان بعد از نماز مقدارى مشغول تعقيب يعنى خواندن ذكر و دعا و قرآن شود و بهتر است پيش از آنكه از جاى خود حركت كند و وضو و غسل و تيمم او باطل شود رو به قبله تعقيب را بخواند و لازم نيست تعقيب به عربى باشدولى بهتر است چيزهايى را كه در كتابهاى دعا دستور دادهاند بخواند و از تعقيبهايى كه خيلى سفارش شده است تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها است كه بايد به اين ترتيب گفته شود:
٣٤ مرتبه «الله اكبر»،
٣٣ مرتبه «الحمد لله»،
٣٣ مرتبه «سبحان الله»
و مىشود «سبحان الله» را پيش از «الحمد الله» گفت ولى بهتر است بعد از «الحمد الله» گفته شود.
١١٢٣ مستحب است بعد از نماز سجده شكر نمايد و همين قدر كه پيشانى را به قصد شكر بر زمين بگذارد كافى است، ولى بهتر است صد مرتبه يا سه مرتبه يا يك مرتبه «شكرا لله» يا «شكرا» يا «عفوا» بگويد و نيز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان مىرسد يا بلائى از او دور مىشود سجده شكر بجا آورد.
١١٢٤ هر وقت انسان اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مانند محمد و احمد يا لقب و كنيه آن جناب را مثل مصطفى و ابوالقاسم بگويد يا بشنود اگر چه در نماز باشد، مستحب است صلوات بفرستد.
١١٢٥ موقع نوشتن اسم مبارك حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مستحب است صلوات را هم بنويسد. و نيز بهتر است هر وقت آن حضرت را ياد
قرائت نماز
قرائت
٩٧٨ در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه انسان بايد اول حمد و بعد از آن يك سوره تمام بخواند.
٩٧٩ اگر وقت نماز تنگ باشد يا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند، نبايد سوره را بخواند. و اگر در كارى عجله داشته باشد، مىتواند سوره را نخواند.
٩٨٠ اگر عمدا سوره را پيش از حمد بخواند، نمازش باطل است. و اگر اشتباها سوره را پيش از حمد بخواند و در بين آن يادش بيايد، بايد سوره را رها كند و بعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند.
٩٨١ اگر حمد و سوره يا يكى از آنها را فراموش كند و بعد از رسيدن به ركوع بفهمد، نمازش صحيح است.
٩٨٢ اگر پيش از آنكه براى ركوع خم شود، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده بايد بخواند، و اگر بفهمد سوره را نخوانده بايد فقط سوره را بخواند. ولى اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده، بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند. و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به ركوع برسد بفهمد حمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده، بايد بايستد و به همين دستور عمل نمايد.